اشراف بزرگ ایران هنگامی که از یک نقطه شهر به نقطه دیگر می روند علاوه بر اینکه خیل نوکران را با خود می برند،جلوی خود یدک می کشند. یدک عبارت است از یک اسب زیبا دارای زین و برگ بسیار قشنگ که دهانه ی آن را یک سوار بدست می گیرد و جلوی ارباب می کشد اما کسی بر اسب زیبا سوار نمی شود.
از شماره یدک هایی که جلوی یکی از اشراف می کشند و همچنین از یراق اسب های یدک » از لحاظ اینکه از نقره باشد یا طلا » می توان به مرتبه ی آن شخص بین اشراف ایران پی برد . آئین نامه مربوط به یدک کشیدن را شاه عباس نوشت و به موقع اجرا گذاشت و تا به امروز تغییر نکرده است و اگر یکی از اشراف کوچک که باید دارای سه یدک با یراق نقره باشد همان یدک ها را با یراق طلا مقابل خود بکشد دچار عاقبتی وخیم خواهد شد.
یدک ها را پیشاپیش اشراف می کشند و آنگاه ارباب،سوار بر اسب در حالیکه چند تن از نوکران مقرب دو طرف اسبش پیاده حرکت می نمایند،می آید و پس از وی یک سوار در حالی که قلیان ارباب را بدست گرفته،حرکت می کند و اگر ارباب میل به طیور شکاری داشته باشد بعد از قلیان دار،یک نفر که شاهین روی دست دارد همچنان سوار بر اسب، حرکت می کند و بعد خیل نوکران پیاده می آیند که یعضی از آنها شمشیر پولادی ندارند چون آن را گرو گذاشته اند و در عوض یک شمشیر چوبی آویخته اند ولی تا کسی از نزدیک آن شمشیر چوبی را مورد معاینه قرار ندهد نمی فهمند که چوب است.
وقتی ارباب از بازار عبور می کند،چپ و راست،با اشاره دست و سر یا سینه تعارف می نماید زیرا وی را همه می شناسد و همه او را می شناسند و اگر از اشراف درجه اول باشد کسبه از جا بر می خیزند و سر فرود می آورند و نباید انتظار جواب داشته باشند چون اشراف درجه اول اصفهان طوری به شخصیت و ثروت نفوذ خود اعتماد دارند که جواب تعظیم را هم نمی دهند. ادامه دارد
خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوی از ایران – قسمت بیست و پنجم
مارس 23, 2009 بدست gajamoo2









