آقای خاتمی مهره ی از پیش سوخته شده ی اصلاح طلبان در انتخابات دهم که از افتخارات !! 8 سال ریاست جمهوریش،فیلترینگ وبلاگ ها و خاموش کردن صدای آزادی خواهان در دنیای مجازی،وارد شدن انواع مواد مخدر منجمله اکس و کراک و شیشه و …….داخل ایران،بستن روزنامه ها و صدور دختران بیگناه ایرانی برای فحشا به دبی بود » باقیش بماند » امروز که در مسند دبیر کلی روحانیون مبارز!! نشسته و دستش از همه چیز کوتاه،با صدور بیانیه ای خواستار همه پرسی مردم برای خروج از » بحران » در ایرانی شد که خود و دیگر اصلاح طلبان آن را بوجود آورده اند.
متن بیانیه مجمع روحانیون مبارز
بسم الله الرحمن الرحیم
بعثت حضرت ختمی مرتب محمد مصطفی(ص) بر همه مومنان، مسلمانان، حقخواهان و آزادگان بهویژه ملت بزرگ و افتخارآفرین ایران مبارک باد!
نزول وحی الهی بر قلب مبارک سرور موجودات و سالار عالمیان، آغاز مرحله تازهای در تاریخ انسان بود تا او را از تاریکی نادانی و غفلت از حق و حقیقت رهایی بخشد و بندهای شرک و استبداد و ظلم و تبعیض و حقارت را از پای جان او برگیرد و راه کمال و والایی را به او بنماید تا با عزمی مستحکم و اراده متکی بر ایمان و عرفان و خرد آن را بپیماید.
انقلاب اسلامی ایران به پیشوایی مردی از سلاله رسول الله (ص) و عالمی سالک و عادل و فقیه و حکیم و بنده خوب خدا حضرت امام خمینی(قدس سره) را مردم در تداوم «بعثت» یافتند و بر آن دل سپردند تا در سایهسار آن، بنیان استبداد هزاران ساله و استعمار چند صد ساله ویران شود و بنیاد آزادی و عدالت و رشد و سربلندی برپا گردد؛ بنیادی سازگار با ارزشهای دین خدا بخصوص عدالت و اخلاق.
پاسداشت » جمهوری اسلامی » که دستآورد بزرگ انقلاب اسلامی است، بر همه ما لازم است، بخصوص اینک که آشکارتر از گذشته هم جمهوریت و هم اسلامیت در معرض تهدیدهای جدی است. از جمله آنچه در انتخابات اخیر گذشت هشداری است برای همه آنان که به انقلاب و راه امام وفا دارند و ایران و ایرانی را بزرگ و سربلند میخواهند.
در انتخابات اخیر اعتماد عمومی نسبت به اینکه » میزان رأی ملت است » آسیب جدی دید و برای میلیونها انسان این شائبه پیش آمد که چهبسا جریانها و سازوکارهایی بتوانند در رأی واقعی مردم تصرف کنند و نتیجهای را جز آنچه مردم خواستهاند، اعلام و القا کنند.
اخلاق که تتمیم مکارم آن، هدف بعثت پیامبر(ص) بود، بخصوص از سوی بعضی از حاکمان یا محافل و گروههای مدعی انقلابیگری و اسلامخواهی به بدترین وجهی مورد تعدی قرار گرفت و بسیاری از انسانهای پاک، خوشسابقه در انقلاب و خدمتگزار مردم، در معرض اهانت و تهمتهای زشت قرار گرفتند.
اعتراض مدنی مردم که ولی نعمت حاکمانند، با خشونت، منجر به ضرب و جرح و قتل و بازداشت شد و خیزش آرام و مظلومانه میلیونها ایرانی به بیگانگان نسبت داده شد و بر طبل اهانت به ملت و چهرههای مورد اعتماد و احترام مردم نواختند و حتی حق مسلم برپایی اجتماعات آرام و تظاهرات مدنی را از کسانی که به هر دلیلی به وضع موجود و انتخابات اخیر معترض بودند، پایمال کردند و بدین وسیله به انقلاب، ارزشهای آن، ملت و میهن جفای غیرقابل جبران کردند، و با محدودکردن فضای بحث و گفتوگو و بستن راههای ارتباطی به روی مردم و برپایی توفان تخریب و اهانت و تحریک از سوی رسانهها و دستگاههای تبلیغاتی در انحصار حکومت و تحمیل فضای امنیتی و سیاسی بر کشور، چهره انقلاب و نظام مشوه شد و با دستگیری صدها تن از چهرههای موجه دینی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و جوانان عزیز از دختر و پسر به جای ملاطفت و محبت و رحمت، رعب و خشونت و تنفر بر جامعه مستولی شد.
در چنین فضای ناسالمی، آنچه در نماز جمعه این هفته رخ داد، از یک سو نشانه دلبستگی مردم به اصل انقلاب است که اکنون احساس میشود از سوی جریانهای پرمدعای خشونتطلب بداخلاق و ضدحقوق مردم در معرض تهدید قرار گرفته است و از سوی دیگر زمینهای بود برای حضور متین و آرام صدها هزار انسان که همه راههای حضور مدنی را به روی خود بسته میبینند.
ضمن تشکر از این حضور مبارک و پر راز و رمز، جا دارد از بیانات سنجیده، خیرخواهانه و شجاعانه آتالله هاشمی رفسنجانی نیز سپاسگزاری کنیم.
آیتالله هاشمی که از پیشتازان انقلاب اسلامی و پیروان صادق و فداکار امام و از سرمایههای کشور است، بخصوص در جریان انتخابات اخیر و پس از آن، مورد اهانت و جفای بیرحمانه و کینتوزانه قرار گرفت، همچنان که برخی دیگر از شخصیتهای بزرگ و برجسته حوزه علمیه قم و نیز شماری از چهرههای شاخص و تاثیرگذار روحانی در تهران آماج حملات ناجوانمردانه قرار گرفتند.
گرچه این اهانتها از قدر انسانهای بزرگ و خدمتگزار نمیکاهد، ولی نشان میدهد که 30 سال پس از پیروزی انقلاب، اخلاق و ادب تا چه درجهای سقوط کرده است و افسوس بیشتر اینکه به جای برخورد با بداخلاقان مردم فریب از کیسه انقلاب و ملت و کشور به آنان پاداش داده میشود و منتقدان وضع موجود مجبور به پرداخت هزینههای سنگین میشوند.
امروز اگر خیر انقلاب و کشور و ملت را میخواهیم، همگی باید پیشنهادهای متین آیت الله هاشمی را که در واقع حداقلهایی است که میتواند هم بخشی از حق مردم را ادا کند و هم جامعه را به سوی اطمینان و آرامش ببرد و امید به آینده را افزونسازد، جدی بگیریم و آن را عملی سازیم.
با توجه به اینکه اعتماد حداقل میلیونها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است، مجمع روحانیون مبارز بر اساس نص صریح قانون اساسی مصرانه میخواهد برای خروج از بن بست و بحران موجود به جای اصرار بر روشهای ناکارآمد که تاکنون نتیجهای جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، در یک همهپرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود. البته همهپرسیای نه توسط نهادها و مراکزی که انتخابات را به این گونه سرنوشتی دچار کردند بلکه زیر نظر نهاد و مرجعی بیطرف و مورد اعتماد مردم.
جا دارد که حاکمیت به جای اعتماد به تحلیلهای بیمارگونه و توهمزا که مبنای سیاستها و اعمال زیانبار و منشأ زیر پا نهاده شدن حقوق شهروندی مردم و نقص آشکار قانون اساسی و قاعده انصاف و شرع و عقل شده است، به پیشنهادهای خیرخواهانه عزیزانی چون هاشمی رفسنجانی توجه و اهتمام کنند تا در سایه آن رهبری، ملت و کشور همه برنده صحنهای باشند که اگر وضع فعلی ادامه یابد، همگان بازنده خواهند بود.
و ما توقیقنا الا بالله علیه توکلنا و الیه انبنا
مجمع روحانیون مبارز
28/4/88









برای اطلاع بیشتر گجمو «مرد همه چی دان» وبلاگستان باید عرض کنم خاتمی رئیس مجمع روحانیون مبارزه نه دبیرکل آن.
یادمون نیود که قاضی مرتضوی معاون اول خاتمی بوده توی اون 8 سال ! ای داد بی داد ! بازم گول این اصلاح طلب ها رو خوردیم!
ببینم تو چند میگیری که این چیزا رو به خورد همه بدی
نمیخواد نظر خودتو به بقیه تحمیل کنی
اگه خاتمی مهره پیش سوختست بقیه چی هستن؟؟
واقعا بعضی ها زیادی از خودشون متشکر هستن
اوا خاک عالم بر سرم، آخه چه جوری دلتون میاد به این خاتمی کبیرِ!ِ!!!! توهین می کنین
مقدمه ی این نوشته و توصیف تو از سید محمد خاتمی ( محبوب ترین رئیس جمهور ایران ) با آموزه هایی که ارباباتون به شماها داده اند کاملا مطابقت داره.آفرین خوب درس پس میدی.نمرت تا اینجا بیسته البته پیش اربابات و پیش ملت صفرم نمیگیری!! ما ترک ها به رفقامون خیلی دلبسته ایم اما با نامرد جماعت میونه ی خوبی نداریم.مثل یه عده منافق نیستیم که باد به هر طرف وزید باهاش برقصیم.سرمون بره , رایمون عوض نمیشه نه بخاطر عدم انعطاف و نبود واقع بینی نه ؛ بخاطر اینکه از مردی به صراحت بیان و صداقت رفتارش اعتقاد داریم و نامردی رو تو وجود انسان های ضعیف النفس خوب تشخیص میدیم.همونطور که رفقامون عزیزن اگه نامردی رو تو وجود بهترین رفیقامونم ببینیم , کنارش میذاریم که به قول معروف دندونی که پوسید بکش بنداز دور!! و اگه پارو از گلیمش فراتر بذاره و حریم شکنی کنه , خنجر رو از رو براش میبندیم نه مثل یه عده منافق صفت که از پشت به مردم خنجر میزنن یا تو شلوغی خیابونا کارد میکنن تو پهلوی ملت.
چند روزه وبلاگت رو زیر نظر دارم و به این نتیجه رسیدم که دارودسته شما هم مثل اون افسرهای راهنمایی رانندگی که مجبورن تا شب نشده برگه های دفترچه های جریمه رو پر کنن , مجبورین هر 24 ساعت یه مطلب بر علیه اصلاحطلب ها بنویسید البته اون بنده خداها به اجبار مینویسند و شما از خدا بیخبرها به عشق زر و زور؟! خوب اگه نون و آبدار نبود که هیچ وقت آبروی خودتو به حراج نمیذاشتی.مثل روز برام روشنه که نه تو این دنیا و نه تو اون دنیا نمیتونی جواب بهتان هایی رو که به این مرد بزرگ میرنی رو پس بدی.هرچند که نژاد شمایان رو خوب شناختم , دوست قدیمی و نارفیق فعلی.یادم باشه اومدم انزلی از نزدیک تو چشات نگاه کنم و ازت بپرسم , گجمو اون ارزش و اعتبارت رو بین بچه های وبلاگستان به چه قیمتی حراج کردی!؟
بسم الرب المؤمنین
سلام به تموم دوستای خوبم
یه سؤال دیگه از موسوی و طرفدارای عزیزش دارم :
الا ای عارفان بی معارف
جهالت پیشگان شبه عارف
اگر فرهنگتان فرهنگ دین است؟
چرا آهنگتان کفر آفرین است ؟
شما گر پیرو خط امامید
چرا دلبسته ی میز و مقامید ؟
سرافرازان برای سرفرازی
ظرورت دارد آیا برج سازی ؟
عاقبت کرباستان منقار شد
جرم خروار شما مثقال شد
از مشخصات طرفداران تفکرات ا.ن اینه که نظرات بر حق دیگران رو منتشر نمیکنند چون اصولا بر خلاف شعارهای پوپولیستیشون با حق و عدالت دشمنند.ننگ بر قلم بدست مزدور
دوست دارم ببینم یک یا دو سال دیگر در مورد اصولگرایان چه مینویسید تا ببینم حق را میگویید یا ……….