کاش یه وقتایی تو این دنیای بی معرفت و نامرد وقتی از دست کسی ناراحت بودی و یا مثل حالا دلت چون دل من،واسه کسی که خیلی خیلی از تو دوره،تنگ می شد،به یه همچین کلبه ی ساده و زیبایی که اسمشو گذاشتم کلبه ی عشق،پناه می بردی و روی چمنای کنار باغچه اش دراز می کشیدی و در خیالت،می رفتی به اون جای دور دور،زنگ خونه اون فرشته ی مهربونو که شاید اونم مثل تو،منتظرته! » عرض کردم شاید « می زدی و دسته گلی که از همین باغچه چیدی،تقدیمش می کردی و ………./ بماند
پ . ن در صورت تمایل به دیدن عکس های دیگری از کلبه ی عشق لطفن اینجا کلیک کنید.









سلام عمو گجمو . ..
اميدارم زودتر به همن كسي كه خيلي دوره برسي
عمو اميدوارم غم نداشته باشي.
علیک سلام فسقلی @};-
بجا نیاوردم؟ حضرتعالی؟
ممنونم.
افتخار دادی.
فرزند آهنگران: پدرم شبها تا صبح اشک میریزد و زحمات خود و سایر مجاهدان را از دست رفته میبیندسلام
من محمد علی آهنگران فرزند جناب حاج صادق آهنگران هستم.من شما را حدود 15 سال است که می شناسم از زمانی که برای ضبط برنامه ماه مبارک رمضان به خانه ما آمدید و با پدرم مصاحبه کردید. من مدتی است مطالب وبلاگ شما را می خوانم و به شما که امروز برای دفاع از حقوق مردم کوچه و بازار بی قراری میکنید آفرین میگویم. خلاصه بگویم
تکلیف نسل من که این روزها 30 ساله می شوم روشن است اما شما را به روح پاک امام و عظمت رسول الله پدرم را دریابید. به خاطر دارم شبی که قطعنامه پذیرفته شد جناب ایشان از بهت و حیرت و نگرانی تا صبح قدم میزد و اشک میریخت و به مظلومیت امام و شهدا ناله می کرد. اما از آن سال تا به این روزها اینقدر ایشان را آشفته ندیده بودم. این روزها و به دنبال وقایع بعد از انتخابات ایشان مریض شده و برای کمتر برنامهای قول مساعد می دهد. شبها تا صبح اشک میریزد و زحمات خود و سایر مجاهدان را از دست رفته میبیند.
ایشان را بردهایم دکتر با قند 320 دکتر گفته مرض قندش عصبی است. چرا حماسه خوان سالهای عاشقی شما و رزمندگان تاب نمیآورد؟ چرا هر لحظه آرزوی مرگ و شهادت میکند؟ چرا 20 صفحه خطاب به من وصیت نامه نوشته است؟ عرصه بر ما و ایشان تنگ شده است؟
ایشان امشب شدیدا بد حال شدند وقتی مصاحبه مادر عاطفه امام دختر آقای جواد امام را که رزمنده بوده و هم ایشان و دخترش عاطفه بازداشت شده را از بی بی سی شنیدند جایی که مادر میگفت به جهانیان و همه مردم بگویید دخترم سالم و پاکدامن بوده و بازداشت شده.
اینها که گفتم مختصری از شرح حال بلبل خمینی بود. قصد درد دل داشتم با شما و این که بگویم نگران و آشفته اییم .. دعایمان کنید.
فرزند صادق آهنگران در نظری که به صورت خصوصی در وبلاگ محمد نوریزاد ثبت کرده است، به شرح حال این روزهای پدر خود پرداخت.بالا
گجمو فکر نمی کنی الان وقتش رسیده که در مورد تجاورها یا متجاوزین یا شایدهم کسانیکه دستور تجاوز دادن بنویسی (البته اگر در مورد کسانیکه که میگفتن باید فلانی 4 شاهد داشته باشد یا باید 80 تا شلاق بعضی یا نوش جان کنن بدنیست)چون سکوت در مقابل ظلم از خود ظلم بدتره.
با درود
با خواندن این پست تفالی به خواجه شیراز زدم این غزل آمد:
.
در دیرمغان آمدیارم قدحی دردست/مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا/وز قد بلند او بالای صنوبر پست
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست /وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست/ و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید/ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست
بازآی که بازآید عمر شده حافظ/هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست
.
این آهنگ سیما بینا هم در این روزگار بکار میاد:
http://www.semital.com/g.htm?id=26108
ارادت
alabloo
پ ن :
این نوشته شما باعث شد امروز یه دوری توخاطرات قدیم بزنم و خلاصه حالی کردیم با این حال شما که البته باید تشکر کنم