
دقیقن دو ماه 19 روز قبل از ازدواجم،تنها برادرم که 4 سال از من کوچیکتره،کتاب هنر آشپزی چاپ 24 مرحوم رزا منتظمی را به مناسبت روز عید غدیر برای همسرم خرید (خونوادگی طباطبایی هستند) و روی آن بیادگار نوشت : بدانید و گرسنه بخوابید ![]()
چند روز از ازدواج ما گذشته بود که یکی از دوستان دوران دبیرستانی همسر تلفن زدند باتفاق مادرشون در حال حرکت بطرف منزلند و از بد حادثه آنروز چیزی در منزل نبود ( زمان ما جهیزیه دختر خانوما یخچال خالی بود نه مث الان پر
) اون لحظه قیافه همسر از ناراحتی دیدنی بود و از اونجایی که مث حالا،از اعتماد بنفس بالایی برخوردار بودم،به همسر گفتم،اصن خودتو ناراحتو نکن،تا منو داری غم هیچ چیز را نداشته باش،کافیه یه جورایی سرشون را گرم کنی،اونوقت همه چی درست و بخوبی تموم میشه.
سریع رفتم سر وقت کتاب آشپزی مرحوم رزا منتظمی و شروع کردم به درست کردن یک کیک اسفنجی کم هزینه
اونم با پلوپز برقی
( فرگاز آردل مدل میترا داشتیم اما بازش نکرده بودیم – هنوز با اون آشپزی می کنیم
) قبل از اومدن مهمونا کیک را داخل پلوپز ریختم ( از قبل ظرف را داغ و با روغن دورش را چرب کرده بودم ) و رفتم سروقت تهیه کردن خامه روی کیک اونم با طعم آلبالو ![]()
مهمونا سراغ منو گرفته بودند و همینکه رئیس منزل ( همسر ) منو صدا زد مث برق رفتم
پیش اونا،سلام و علیکی کردم و مث باد برگشتم و دیدم بوی عطر کیک فضای آشپزخونه را پر کرده بود ( آشپزخونه شمالیا با اتاق پذیرایی کلی از هم فاصله داره ) به هر زحمتی بود،راست و دروغ خامه روی کیک را درست کردم و وقتی کیک آماده و سر شد،با خامه روی کیک را تزئین کردم و گذاشتم توی یخچال تا کمی خنک تر شه …..
رفتم پیش مهمونا و دلیل تاخیرم را برای آنها توضیح دادم و اضافه کردم خودتون می دونید تو این ساعت مغازه های شیرینی فروشی تعطیله و صحیح نبود که شما برای بار اول تشریف میارید شیرینی در منزل نباشه و ……….
نیم ساعتی از گذاشتن کیک در یخچال گذشته بود که همسر محترم زحمت آوردنش را کشید …… جاتون خالی هم خوشمزه شده بود و هم اینکه آبروی بنده پیش مهمونا و عیال محترم حفظ / روحت شاد خانم منتظمی
پ . ن امروز با خبر شدم بانو رزا منتظمی استاد و کدبانوی مسلم هنر آشپزی در سن 87 سالگی درگذشت – روحت شاد









