ساعت 8 صبح پای پیاده از منزل بطرف مترو سرسبز حرکت کردم،هوا سرد و خیابونا خالی بود از هیاهوی همیشگی و شلوغی تهران.
پیرمرد فقیری نزدیک دانشگاه علم و صنعت دستش را به علامت کمک بطرف من دراز کرد،انگار اون بنده ی خدا مث خیلیا با دیدن ظاهر گول زننده ام !! » پالتو + پولیور مشکی + شلوار مشکی کتان + کفش مشکی واکس زده « فکر می کرد وضع مالی خوبی دارم
چیزی در دستش گذاشتم و به راهم ادامه دادم تا به مترو سرسبز رسیدم. تا چشم کار می کرد سیاه جامگان با حجاب به همراه خانواده چشم ها را نوازش می کرد!!!
سوار مترویی شدم که معمولن روزهای خاص مجانی و من مردد از اینکه باید فلکه دوم صادقیه پیاده شم یا خیابان آزادی؟ چون قبل از حرکت شنیده بودم آقای کروبی قراره از فلکه دوم صادقیه بطرف میدان آزادی حرکت کنه ….. با خودم درگیر بودم که به ایستگاه آزادی رسیدم و به طرف درب خروجی حرکت کردم.
بخاطر ازدهام بیش از حد مردم در دالان خروجی گیر کردم و در این بین به اجبار مجبور بودم شعارهای تکراری و خسته کننده مرگ بر آمریکا و انگلیس و سرائیل را و …….. بشنوم و بدتر از همه چند تا نوجوان شر
به عمد شعارهایی می دادند و بقیه مجبور به تکرار تا اینکه زن محجبه ای متوجه شد شعارهای آن عده نوجوان تنها به جهت تمسخر بوده نه تکلیف
که درگیری کوچکی پیش آورد و با صلوات من ختم بخیر شد و اون بچه ها از شلوغی استفاده کرده و پا به فرار گذاشتند.
خیابان آزادی خیلی شلوغ بود طوری که راه رفتن در آن با توجه به حضور بیش از حد خانمها به کندی صورت می گرفت.
اگر غلو نباشه از هر 100 نفری که در اون روز حضور داشتند نزدیک به 80 نفر تابلو،عکس و …… به حمایت از حکومت در دست داشتند که خیلی وقتا به عمد از مسیر خاصی به جهت گرفته شدن تصویرشان توسط مردم و عکاسان داخلی و خارجی دیگر رسانه ها حرکت می کردند و از مسیر دیگری برمی گشتند. » مثلن ما بی شماریم
«
1 – غرفه هایی برای نقاشی کردن صورت بچه ها تدارک دیده شده بود که داخل غرفه پر بود از بچه های دختر و پسر که روی صورت بیشتر آنها عکس پرچم ایران نقش بسته شده بود.
2 – در هر چند صد متری گروه کوچکی در حال اجرای برنامه زنده موسیقی و حرکت های نمایشی بود.
3 – غرفه های پرتاب کیک در بین مردم البته بدون ساندیس هم برپا و چقدر زشت و توهین آمیز بود.
4 – شلوغترین غرفه،غرفه بانک سپه در فضای باز بود که با پر کردن فرمی کارت عابر بانکی به مبلغ 100000 ریال به درب منزل پر کننده فرم ارسال می شد که بعضیا چند تا چند تا پر می کردند که البته نیاز به داشتن شماره کارت ملی داشت و آن عده به اصطلاح زرنگ !! با زنگ زدن به شماره های فک و فامیل شماره کارت ملی آنان را دریافت و در فرم های که از قبل تهیه کرده بود ثبت می کرد. » چه کار پست و حقیرانه ای »
5 – غرفه پرتاب پرچم ایران ( کوچک ) و مهر برای نماز در نوع خودش دیدنی و از آنجایی که بدون برنامه پخش می شد گاهی وقتها در دست بعضی ها بجای یکی چند تا مهر و پرچم ایران دیده می شد.
6 – رادیو تهران هم برای خودش مقری درست کرده بود که تقریبن نزدیک به 10 نفر داخل آن و عده ای دیگر در بین مردم در حال گزارش لحظه به لحظه که در همان هنگام سر و کله صدیقی امام جمعه!! موقت تهران به همراه چند آخوند دیگر پیدا شد و گزارشگر رادیو تهران شروع به مصاحبه کردن با او شد. » عکس های آنها در آرشیو شخصیم موجوده »
7 – حضور دست جمعی معترضین که بیشتر خانوادگی بود ( عینک های دودی + قیافه های شبیه به هم + نماد خیلی کوچکی از رنگ سبز ) امیدهای مرا به آینده بیشتر می کرد اما هیچکدام از انها حتی خودم بخاطر حضور بیش از اندازه ماموران امنیتی خصوصن اطلاعاتی که قیافه بعضیاشون از دور تابلو بود جرات فریاد را نداشتیم. » حقایق را باید گفت »
8 – غرفه طرح ملی پیشگیری و کنترل دیابت که در آن دستگاه تست قند خون به فروش می رسید در نوع خود جالب توجه بود.

9 – در میدان آزادی فردی داشت سی دی خاطرات رهبرش را به قیمت هزارتومن بفروش می رساند.
10 – بعد از راهپیمایی 22 بهمن سر و کله دو عدد کالسکه در میدان آزادی در حالیکه روی هر کدام از آن دو کالسکه تابوتی بود،پیدا شد و در کنار تابوت فردی با لباس کاملن مشکی همراه با یک داس بزرگ
که نمادی از عزرائیل بود
ایستاده بود که حضور عجیب و غریب آنها حاضرین در میدان آزادی را به خنده وا داشت. » عکس موجود و تنها بخاطر کیفیت بد و کمی دور بودن از صحنه در وبلاگ نذاشتم »
11 – بعد از سخنرانی احمدی نژاد دو عدد هلیکوپتر ( بالگرد
) از میدان آزادی بلند شد که احتمالن داخل یکی از آنها احمدی نژاد و بطرف میدان انقلاب حرکت کرد.
12 – حوالی ساعت 10:30 فرود چتربازان را در میدان آزادی را می شد از راه دور هم مشاهده کرد.
13 – نمونه ای ( دو تا ) از ماهواره سیمرغ بصورت افقی و عمودی در اطراف میدان آزادی چشم هر بیننده ای را خیره می کرد.
14 – عکس های زیادی از رهبر آن حضرات
در روز 22 بهمن توسط مردم پاره و زیر پای عابرین افتاده بود که تعداد کمی از زنان سیاه جامعه مشغول جمع آوری آن بودند. » اگر دقت کنید بخوبی می توانید پاره شدن عکس را ببینید »
15 – باقی ناگفته های راهپیمایی 22 بهمن ماه بماند برای سال آینده
…. خسته شدم بخدا.
16 – عکس های زیادی ( اختصاصی ) جهت انتشار در اختیار دارم که شاید سر فرصت منتشر کردم.











hamin??
دوست داشتی اخبار دروغ منتشر کنم؟
گجمو جان فكر كنم ازدحام درسته نه ازدهام!
ممنون از دقت تون اما هر چقدر گشتم جهت اصلاح پیداش نکردم