قبل از تحویل سال 89 مطلبی بنام رویای شوم در گجمو2 منتشر کردم که توسط یکی از دوستان به سایت بالاترین ارسال و پس از داغ شدن مطلب کاربری زیر آن لینک کامنت گذاشته : شاهرخ شاهید هیچ نسبتی با شهره و شهرام صولتی نداره ![]()
باید خدمت این دوست عزیز که مطمئنم تمام اطلاعاتش محدود به دنیای مجازیه و اگر اینترنت را از جلوی دست این عزیز و دیگر عزیزانی چون ایشان بگیرند هیچگونه اطلاعاتی که تنها متعلق به کنکاش شخصیشان بوده،در اختیار نداشته و احتمالن اگر روزی شخصی به عمد و یا به صرف تفنن رنگ ماست را در دنیای مجازی سیاه اعلام کرد قطعن ایشان بدون تحقیق و باز به صرف اینکه در اینترنت و یا توی ویکیپدیا ( اطلاعات ویکی را یکی مثل من و شما کامل می کنه و باید بپذیریم که احتمال وجود اشتباه در ویکی وجود دارد ) رنگ ماست را به غلط سیاه نوشته اند آن را تایید و منکر سفید بودن ماست خواهند شد،برسانم که :
شاهرخ صولتی یا همان شاهرخ شاهید
متولد 10 آذر 1332 در شهر تهران که نام اصلی ایشان حسن ( جهت اطلاعات بیشتر این کاربر ) و برادر بزرگ شهره و شهرام صولتیه که در سال 1357 از ایران به لس آنجلس آمریکا رفته و بخاطر داشتن تفکرات سیاسی دنبال این بوده که تا با همکاری 5 / 1 میلیون کاربری که در دنیای مجازی با ایشان در ارتباط هستند یک کانال تلویزیونی در آمریکا به جهت بر اندازی حکومت جمهوری اسلامی افتتاح کنند که تا این لحظه که تقریبن دو سال از مصاحبه اش در VOA می گذرد خبری از افتتاح چنین کانال تلویزنی لااقل به گوش بنده نرسیده است.
از آلبوم های شاهرخ صولتی می توان : من و تو – عروسی – کولی – غروب – هیچ کجا ایران نمیشه – ماه شب چهارده – کاکولی – لعبت – ترانه باران – خونه و عریضه را نام برد
پ . ن به امید اینکه بعد از انتشار این مطلب عزیزان تنها به صرف اینکه پدر محترمشان سبیل دارد ،با دیدن هر مرد سبیل داری در خیابان آن شحص را پدر محترم خود فرض نکنند










جناب گجمو عزیز
از خوانندگان همیشگی شما هستم. این فرصت را غنیمت شمرده و سال ۱۳۸۹ را به شما و خانوادهٔ محترمتان تبریک گفته، امیدوارم که سال نو مملو از شادی و سلامتی برایتان باشد.
ضمنا هر وقت که صحبت از بندر انزلی میشود، از آنجایی که در کودکی، طرفدار پرو پا قرص فوتبال و رفتن به استادیوم (در تهران) بودم، این ۲ خاطره به ذهنم میاید
۱- ملوان، آژاکس گیلان (تظاهرات تماشاگران ملوان در تهران در سالهای ۱۳۵۳-۵۴ در جام تخت جمشید)
۲- غفور جهانی – جام جهانی (بعد از گل پیروزی ایران به استرالیا در سال ۱۹۷۸ و صعود به جام جهانی، توسط گویندهٔ تلویزیون)
پیکان ۱۳۴۹
سلام پیکان جوانان عزیز

ضمن تشکر از حضرتعالی بنده بنوبه ی خود سال نو را به شما و خونواده ی محترم شما تبریک گفته و آرزو می کنم سال 89 سالی پر از خیر و برکت برای شما و دیگر اعضای خونواده باشه ضمن اینکه اعتراف می کنم در اون سال تنها یک بار و اونم بازی ملوان و تاج ( استقلال ) به استادیوم رفتم که یک بر صفر به نفع تاج تمام شد
صفای خودت و قدمت / افتخار دادی
http://www.shahrokhmusic.com دیدنش ضرر نداره
سال 60 استادی داشتم که نام خانوادگیش قتیل زاد بود تا اینکه یه روز برادرش که طلبه بود بطور اتفاقی امام جمعه شهر ما میشه و این آقا صرفن به جهت اینکه موقعیت اجتماعی برادرش به خطر نیفته و هم اینکه بنوعی در موقع لزوم از موقعیت برادرش به نفع خود استفاده کنه نام خانوادگی خود را تغییر به چیز دیگری میده ( به جهت احترام به استاد از فاش کردن نام جدید خودداری می کنم ) و ……….
خب حالا شما بفرمایید استادم با تغییر نام خانوادگیش دیگر برادر تنی امام جمعه محسوب نمیشه؟
دوست گرامی،اگر مطلب را به دقت خوانده بودی نیازی نبود آدرس اون سایت را برای من ارسال کنی ضمن اینکه اگر حضرتعالی و اون دوست عزیز ( سیاوش ) به واسطه اینترنتی که چند ساله وارد ایران شده شاهرخ صولتی را می شناسید بنده و شماری دیگر از هم نسلان حداقل 30 ساله که او را می شناسیم. با همه این تفاصیل بنده شما و اون دوست عزیز را بازنده این بازی نمی دونم چون همه ی انسانها اشتباه می کنند و بنده هم مستثنی نیستم اما بهتره پس از روشن شدن و پی بردن به اشتباه خود،آن را بپذیریم نه اینکه روی پافشاری کنیم.
خوش اومدی.