ژان پل مارا پزشک،نظریه پرداز،روزنامه نگار و سیاستمدار رادیکال انقلاب فرانسه 27 می 1743 در سوئیس متولد شد. او دومین فرزند از یک خانواده 11 نفری بود.پدرش یک مرد تحصیلکرده که همزمان چند پست مختلف داشت که اولین آن معلم خصوصی یک خانواده ثروتمند بود. ژان در سن 16 سالگی بدنبال کسب شهرت و ثروت بود تا اینکه به پاریس نقل مکان کرد و در آنجا بدون داشتن مدرک تحصیلی به مطالعه در مورد انواع و اقسام داروها پرداخت.در سال 1765 به لندن رفت و بدون داشتن مدرک پزشکی،به عنوان یک پزشک با هنرمندان و معماران ایتالیایی در اطراف قهوه خانه سوهو طرح دوستی ریخت. او فردی بسیار بلندپروازی بود که در سالهای 74 – 1773 کتابی در زمینه تاریخ فلسفه » مقالات فلسفی در انسان « و نظریه های سیاسی » زنجیرهای بردگی « منتشر کرد. در سال 1770 برای بدست آوردن شغل دامپزشکی به نیوکاسل رفت اما در آنجا با الهام گرفتن از کتاب زنجیرهای بردگی قدم در راه سیاست گذاشت و با افشاگری از کارهای شاهزادگان نالایق توانست عضویت افتخاری انجمن وطن پرستان را بدست آورد. سپس مقاله ای در مورد سوزاک نوشت که بخاطر نوشتن این مقاله دانشگاه سنت اندروز در ژوئن سال 1775 نشان دکترای افتخاری را به او اهدا کرد. و قبل از بازگشت به لندن مقاله ای تحت عنوان » Enquiry into the Nature, Cause, and Cure of a Singular Disease of the Eyes « نوشت که شهرتش را بیشتر کرد. در سال 1776 تصمیم گرفت به پاریس برگردد و در راه بازگشت به پاریس سری به خانواده اش در ژنو زد و با توجه به شهرتی که داشت توانست با مارکیز de l’Aubespine که شوهرش یکی از بیمارانش بود،ملاقاتی داشته باشد. در سال 1777 پزشک چارلز دهم برادر کوچک لوئی شانزدهم با مقرری 2000 لیره در سال شد. سپس با کمک مارکیز de l’Aubespine یک آزمایشگاه راه اندازی کرد و بعد از آن کتابی بنام در آتش و گرما،برق و نور منتشر و با این کتاب نفوذ خود را در محافل و مجامع علمی پاریس بیشتر کرد اما تحقیقات علمی او در آکادمی علوم پاریس پذیرفته نشد و حتی عضویت او در این انجمن چندین بار رد شد.مارا علاوه بر پزشکی و سیاست،روزنامه نگاری سازش ناپذیر و بنوعی حامی و صدای بیشتر مردم انقلابی پاریس بشمار می رفت. ژان پل مارا مشاهدات خود را با نوشتن مقالاتی تند در روزنامه ای بنام L Ami du People متتشر و با این کار خشم مردم را تحریک می کرد. در سال 1792 عضو کنوانسیون ملی شد و حامی حزب ژاکوبن ها شد و به همین سبب مورد حمله ژیرندون ها واقع شد و پس از مدتی او را دستگیر کردند اما در 24 آوریل 1973 حکم برائت او صادر شد. پس از آزادی برای اینکه از قدرت ژیرندون ها کاسته شود به دانتون و روبسپیر ملحق شد.
سرانجام در 13 ژوئیه 1793 هنگامی که مشغول حمام کردن بود بدست یک زن فرانسوی بنام شارلوت کوردی بقتل رسید.
پ . ن این مطلب قسمتی از زندگی ژان پل مارا بوده که توسط اینجانب از انگلیسی به فارسی برگردانده شد.
پ . ن در سال 1793 ژاک لویی دیوید تابلو مرگ مارا را رسم کرد که هم اکنون در موزه سلطنتی هنرهای زیبای بروکسل در کشور بلژیک از آن نگهداری می شود.
پ . ن دعوت شاهین نجفی از خوانندگان رپ جهت ساخت یک آلبوم جدید و مشتــــــــــــرک رپ












ایشون با اون خانوم تو حموم چیکار میکردن!؟
اینو باید از شما پرسید
خوش اومدی
بجای کشتن او باید همدیگر را درآغوش می گرفتند.. چه فرصت خوبی..
عجب
افتخار دادی
«همیشه پای یک زن در میان است «
و همیشه مردان بنوعی مقصر
خوش اومدی
دوره نوجوانی چقدر کتاب های مربوط به فرانسه رو دوست دشتم، فکر کنم 2 برابر تاریخ خودمون از تاریخ فرانسه اطلاعات دارم! D:
اگر تمایل داشتید خوشحال میشم مطالبتون را با نام خودتان اینجا منتشر کنم.
خوش اومدی.
اطلاعات پراکنده وغیر مدون که به درد سایت نمی خوره دارم، مگر اینکه باز هم به کتابخونه ی پدرم دستبرد بزنم! البته اینبار میتونم تو روز روشن مطالعه کنم و هیچ احتیاجی به چراغ قوه ی زیر لحاف نیست! (:
دستبرد
ضمن اینکه اگر این آدرس ایمیلی که موقع گذاشتن کامنت در باکس کامنتدونی میذارید،واقعییه براتون ایمیل بزنم تا به اون آدرس ایمیلم مطلب بفرستید؟
البته با ذکر منبع 
لطفن هر زمان خواستید برای وبلاگ مطلب بفرستید لطف کنید حتمن اسم منبع را متذکر شوید تا متهم به دزدی مطلب نشویم
یا اگر تایپ کردن مطلب براتون وقت گیره،از مطلب عکس بگیرید خودم تایپ خواهم کرد ضمن اینکه از مطالب مجلات و روزنامه های قدیمی،خصوصن قبل و اوایل انقلاب بشدت استقبال خواهم کرد
صفای خودتون و قدمتون.
ایمیل آدرسم واقعیه، ضمنن یه بابا دارم معدن تاریخ مصور! (: سعی می کنم با این سواد کم کامپیوتری خودم باهاتون همکاری کنم، شاید فرجی شد منم یه چیزایی از کامپیوتر یاد گرفتم!
woooooooow
پس ایول به بابا و دخترشون
واستون ایمیل زدم،لطفن چک کنید.
یعنی چی سعی می کنم با این سواد کم …………. لطفن اذیت نکنید.
بازم ممنون