دختر كوچولوی صاحبخانه از آقاي ” كي” پرسيد اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟ آقای كي گفت : البته ! اگر كوسه ها آدم بودند توی دريا براي ماهيها جعبه های محكمي ميساختند همه جور خوراكي توی آن ميگذاشتند مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد هوای بهداشت ماهی های [...]
بایگانیِ اکتبر 2010
اگر کوسه ها آدم بودند
ارسالشده در فرهنگ و هنر, انتقادی, اجتماعی, عکس, برچسب زده شده کوسه ها،نمایشنامه،برتولت برشت،آدم در اکتبر 31, 2010 | 2 دیدگاه »
ترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم
ارسالشده در فرهنگ و هنر, شعر, عکس, برچسب زده شده فزخی یزدی،شعر،پیری،مرگ،ترس در اکتبر 30, 2010 | ۱ دیدگاه »
ترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم وین قدر زنده بمانم که زجان سیر شوم آسمانا ز ره مهر مرا زود بکش که اگر دیر کشی پیر و زمینگیر شوم جوهرم هست و برش دارم و ماندم به غلاف چون نخواهم کج و خونریز چو شمشیر شوم میر میراث خوران هم نشوم تا [...]
شعر زیبای بی تو مهتاب به سبک جدید
ارسالشده در خودمونی, سرگرمی, شعر, عکس, برچسب زده شده بی تو،مهتاب،تمنا،کوچه،شب،تنها در اکتبر 29, 2010 | 3 دیدگاه »
بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم شدم آن User دیوانه که بودم وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید Ding صد پنجره پیچید شکلکی زرد بخندید یادم آمد که شبی با هم [...]
پسرانی در لباس دختران
ارسالشده در انتقادی, اجتماعی, سیاست, عکس در اکتبر 28, 2010 | 4 دیدگاه »
سه عکس اول را ببینید. اینها تصاویر پسرانی هستند که در تمسخر دختران و زنان پیشگام جنبش سبز،در مانور امنیت! اخیر نیروی انتظامی، با لباس و آرایش زنانه و در پوششی موهن به خیابان آمده اند. این سه تصویر را خوب ببینید و آنها را به خاطر بسپارید. بعد می رویم سراغ تصاویر بعدی و [...]
زندگی کنیم نه بردگی
ارسالشده در اجتماعی, خودمونی, داستان کوتاه, عکس, برچسب زده شده بردگی،ارسارت،زتدگی،سیگار،داستان در اکتبر 27, 2010 | ۱ دیدگاه »
هنوز هم بعد از اين همه سال، چهرهي ويلان را از ياد نميبرم. در واقع، در طول سي سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگي را دريافت ميکنم، به ياد ويلان ميافتم … ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانهي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول [...]
نمی خواهم بمیرم
ارسالشده در اجتماعی, شعر, عکس, برچسب زده شده مردن،مشیری،عشق،گل،موسیقی در اکتبر 27, 2010 | 6 دیدگاه »
نمي خواهم بميرم، با كه بايد گفت؟ كجا بايد صدا سر داد؟ در زير كدامين آسمان، روي كدامين كوه؟ كه در ذرات هستي رَه بَرَد توفان اين اندوه كه از افلاك عالم بگذرد پژواك اين فرياد! كجا بايد صدا سر داد؟ فضا خاموش و درگاه قضا دور است زمين كر، آسمان كوراست نمي خواهم بميرم، [...]








