قبل از طلوع آفتاب از خونه زدم بیرون تا خودمو هرچه سریعتر به بیمارستان دکتر شریعتی برسونم،آخه دکتر جراحم گفته بود هر وقت باهام کار داری قبل از ساعت 7 صبح اونجا باش که تو راه همدیگرو ببینیم و اگر بموقع نرسیدی بیا طبقه سوم.
خلاصه از ما رسیدن و از اتوبوس مطهری – صادقیه نرسیدن : D 20 دقیقه منتظر اتوبوس شم که در نهایت بموقع نرسیدم و با هزار زحمت تونستم خودمو به طبقه سوم بیمارستان برسونم که از خوش شانسی بنده دکتر داخل راهرو بود.
تا سلام کردم،شناخت و گفت،اومدی عمل کنی؟ ![]()
گفتم آره
گفت روز پنجشنبه ساعت 8 صبح بیا بستری شو اما عمل می مونه برای روز یکشنبه چون قبل از عمل باید یه سری آزمایش دیگه بدی و ……. گفتم دکترجان ادامه نده که من تسلیمم ![]()
خب حالا خیالتون راحت شد؟
خیال ما هم راحت شد
دومین عمل جراحی
ژوئیه 4, 2011 بدست gajamoo2










همیشه برایتون آرزوی سلامتی داریم.
سپاسگزارم دوست مهربونم
واقعا امیدوارم، امیدوارم و امیدوار که بخونم یه روزی اینجا، شاید نسیم به گوشم برسونه یا شاید چیزی ناشناخته که خبر از پیش آمد خوبی میده و ماهیتش ناشناخته است به دلم بیوفته که نوشتی من خوب شدم حالا دعا کنیم یا کمک کنیم برای سلامتیِ مریض بعدی
سلام جناب رهگذر
با دعای شما و سایر دوستان خوب که چه عرض کنم عالیتر هم شدم / متشـــــــــــکرم
افتخار دادی بزرگوار