دیوانه است!
سالهاست که هر شب به قصر میرود …
کدو ها کالسکه میشوند در نظرش …
سگ ها کالسکه چی…
موشها اسب!
والس می رقصد در آغوش شاهزاده تا نیمه شب
و لنگه کفش بلورین خیال
زیر سنگینی پای خاطره های تلخ می شکند
اما!
نترس….
لنگه اش را خودم دارم!
شعر : فرشته مساوات
پ . ن انتخاب نام شعر از گجمو









