یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی به خاطر تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود.
وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمیرسه تصمیم گرفت همونجا كارشو انجام بده و از تصادف یه خبر داغ تهیه كنه.
جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن و این نشون میداد یه اتفاق خیلی بدی افتاده!بنابراین خبرنگار برای رسوندن خودش
به محل تصادف فكری كرد و بعد فریاد زد:
بذارید رد شم… خواهش می کنم بذارید رد شم… من پسرشم! من پسرشم!
ولی وقتی به صحنه ی تصادف رسید فکر میکنید،چی دید ؟!
یه الاغ ..!
پ . ن با تشکر از خانوم نگین انصاری بابت ارسال این مطلب









