Feeds:
Posts
Comments

Archive for December, 2009

بلاخره اون اتفاقی که نمی بایست بیفته در روز عاشورای حسینی افتاد. روزی که عده ای از معترضین به نظام جمهوری اسلامی به خیابانهای تهران ریختند و با فریاد شعارهایی همچون مرگ بر اصل ولایت فقیه با نیروهای امنیتی درگیر که متاسفانه در این حادثه ناخوشایند و ناگوار چند تن از عزیزان هموطن حتی اگر مقصر بوده باشند جان خود را از دست دادند که یکی از آنها بچه خواهر میر حسین موسوی بنام سید علی حبیبی موسوی بود که به نظر بنده داستان مرگ آن خدابیامرز چون مرگ ندا آق سلطان،یک سناریوی از قبل نوشته شده بود / روح همه آنها شاد

شانزده عکس و تصاویر جدید از درگیری های اخیر روز عاشورا در تهران

پانزده فیلم از درگیری روز عاشورا – سری اول

پانزده فیلم از درگیری روز عاشورا – سری دوم

Advertisements

Read Full Post »

دیروز یکی از شدیدترین و بی سابقه ترین درگیری ها در ماههای اخیر بود،درگیری که در آن تنها 4 نفر کشته و بیش از 500 نفر به اسارت نیروهای امنیتی درآمدند که اگر ترفند دولت مبنی بر قطع و منتشر نشدن اخبار بصورت آنلاین از طریق شبکه ها و سایت های مجازی نبود حتماً پایتخت ایران دست معترضین به نظام می افتاد و ادامه اش را خدا می دانست و بس.
شدیدترین درگیری ها در تقاطع خیابان های نواب-آزادی، چهارراه کالج گزارش و سطح این خیابانها مملو از سنگ، کلوخ و بقایای سطل های زباله آتش گرفته بود.
در این درگیری بچه خواهر میرحسین موسوی توسط گلوله فرد ناشناسی کشته شد که این شاید عاملی دیگر باشد برای درگیری های جدید و شدیدتر روزهای آتی و حتی خاص منجمله 12 و 22 بهمن ماه.
حضور سازمان یافته و منظم تر و پرحجم نیروهای لباس شخصی در حوادث دیروز بود،همچنین در خیابان های قرنی،ویلا، سمیه نیز عده ای با ایجاد ترافیک مصنوعی و زدن بوق ممتدد، به سر دادن شعار مشغول بودند .

از دیگر حاشیه های قابل تامل دیروز این بود که بسیاری از لباس شخصی ها صورت و چهره خود را استتار کرده بودند.

حدود 20 موتور سیکلت سوخته در خیابان آزادی حد فاصل تقاطع نواب تا ساختمان حج و زیارت دیده می شد،همچنین در حوادث دیروز، سه دستگاه اتوموبیل در خیابانهای سمیه، بلوار کشاورز و خیابان رودکی طعمه حریق شد.
یک ساختمان اداری جنب پل حافظ نیز بطور کامل در آتش سوخت و به چندین بانک نیز آسیب های جدی وارد شد..
شبکه تلفن همراه نیز در برخی نقاط شهر تهران قطع شده است، معترضان در برخی نقاط خیابان انقلاب و آزادی، با اسپری سبزرنگ روی آسفالت شعار نوشته اند.

به نظر می رسد ناآرامی های دیروز تهران از نظر گستردگی تخریب ها و خشونت ها یکی از بی سابقه ترین حوادث از این دست در طول هفت ماه اخیر باشد.

پ . ن با عضو شدن در این وبلاگ،مطالب بدون فیلتر و بصورت اتوماتیکبه ایمیل شما ارسال خواهد شد ( لطفن به پایین وبلاگ و گوشه سمت چپ توجه کنید ) متشکرم

پ . ن مقداری از مطالب از سایت پارسینه به عاریه گرفته شده است

Read Full Post »

لعنت به این مملکت که هر چی داریم از نوع گندترینش را داریم.
نمیدونم گناه من و امثالهم چیه که حق نداریم از اخبار روز ایران و جهان با خبر شیم؟
نمیدونم گناه ما چیه،دولت نمی تونه با مخالفین خود مبارزه کنه،عوضش با برنامه ریزی و صرف هزینه زیاد تمام میاد اینترنت را قطع و یا دسترسی به آن را شخصی و یا نهادی می کنه؟
گند بزنه این مملکتو.
مردم مملکت دارند ما هم مملکت.
خدایا کشور قحطی بود تو این خراب شده دنیا اومدم؟

پ . ن مطالب وبلاگ با ایمیل ارسال و فعلن امکان دسترسی به ویرایش آن میسر نیست و اگر ایرادی در نوشته ها به چشم میخوره به بزرگی خودتان حقیر را بخشیده که در صورت رفع این نقیصه ( دسترسی به مدیریت وبلاگ ) حتی به کامنت های شما عزیزان هم جواب خواهم داد.

پ . ن با عضو شدن در این وبلاگ،مطالب بدون فیلتر بصورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد ( پایین وبلاگ – سمت چپ ) متشــــــــــکرم

Read Full Post »

پایتخت ایران،در روز عاشورای حسینی صحنه مبارزه و درگیری های شدید بین معترضین به نظام و نیروی های امنیتی بود،که در این درگیری بچه خواهر میرحسین موسوی یکی از 4 کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری به ضرب گلوله فرد ناشناسی کشته می شود.
در این درگیری ها که ساعت ها حوالی چهارراه کالج بین نیروهای امنیتی و معترضین به نظام طول کشید بیش از 500 نفر دستگیر و تعداد 4 نفر جان باختند که متاسفانه مرگ یکی دیگر از کشته شدگان بدلیل پرتاب شدن عمدی از روی پل عابر پیاده بود که بصورت ناجوانمردانه صورت گرفته بود.

Read Full Post »

اعصابم بشدت داغونه و دارم به زمین و زمان فحش و ناسزا میگم.
نمیدونم ناسزاهای منو کی می شنوه و اینکه اصلن گفتن ناسزا در این روزها و ایام سوگواری اباعبدالله الحسین صحیحه یا نه اما باید خود را تخلیه می کردم.
نه اینوریا عرضه دارند مملکت را بگیرند و نه اونوریا می تونند کار را یکسره کنند.
دوتا بی عرضه افتادند پی هم.
بابا گناه ما چیه که شماها حرف همدیگر را نمی فهمید؟
گناه ما چیه که هیچکدومتون عرضه تغییر و یا ثبت خود را بعد از انتخابات ندارید؟
خسته شدیم از این مسخره بازی های شما.
شما را بخدا تمامش کنید،نذارید بیشتر از این حالمون از هر دوی شما بهم بخوره.
یا زنگی زنگ یا رومی رووم.
4 تا بچه ژیگولوی بی برنامه تو ایام عزاداری ریختند بیرون و لشکری بی کله تر و بیکارتر هم دنبالشون که مثلن می خواهیم روز عاشورا تهران را فتح کنیم؟
بابا جان،چند بار بگم فتح تهران با تویی که حتی نمی تونی بند تنبونت رو بکشی بالا،امکان پذیر نیست.
عزیز دلم،چند بار بگم فتح تهران با تویی که با شنیدن صدای گوز بچه ی خردسالی از ترس پا به فرار میذاری،میسر نیست.
چرا نمیخوای اینو باور کنی؟
چر خودتو،منو و دیگران را الکی خسته میکنی؟
چرا با بی برنامگی خودتون،برنامه های دیگران هم خراب میکنید؟
خسته شدیم بخدا.
لعنت بر شما

Read Full Post »

اسم من مونا است، من این نامه را از روی تخت آی.سی.یو در بیمارستان جکسون میامی فلوریدا برای شما می نویسم

من دانشجوی دکترای برق در دانشگاه بین المللی فلوریدا هستم. بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه صنعتی شریف تهران در تابستان ٢٠٠٧ از چندین دانشگاه آمریکا بورس تحصیلی گرفتم. من فلوریدا را برای تحصیل انتخاب کردم و در آگوست ٢٠٠٧ وارد دانشگاه شدم.

متاسفانه ٤ ماه بعد از اقامتم در آمریکا در نوامبر ٢٠٠٧ بیمار شدم و پزشکان بیماریم را یک بیماری نادر خونی تشخیص دادند. این بیماری بتدریج باعث نارسایی مغز استخوانم شده است.

با وجود تاثیرات شدید و عوارض ناشناخته و تحمل ناپذیر این بیماری من به تحصیل، تدریس و تحقیق دانشگاه ادامه دادم تا بورس و بیمه ام را حفظ کنم. پزشکان تمام تلاش خود را انجام داده اند ولی نتیجه ای حاصل نشده است و من هر روز با عوارض مختلف این بیماری دست به گریبانم.

در حالی که من بسیار به حضور و حمایت والدینم نیاز مندم، آنها هنوز موفق به گرفتن ویزا نشده اند. من یک دختر 26 ساله در یک کشور غریب 2 سال به تنهایی با این بیماری غریب و لاعلاج جنگیده ام. دور بودن از خانواده و بستری شدن در بیمارستان که دیگر زندگی روزانه من شده است، من را از نظر جسمی و روحی از پای در آورده است.

در اکتبر ٢٠٠٩ با دردی شدید وارد بخش اورژانس بیمارستان شدم، هر چند این اولین بار نبوده که من در شرایط اورژانس بوده ام، اما این بار طاقت فرساترین تجربه من بوده است. اکنون 2 ماه است که من به طور مداوم در ICU بستری می شوم. تیم پزشکی من به این نتیجه رسیده است که تنها راه نجات من پیوند مغز استخوان است.

من بانکهای بسیاری را برای مغز استخوان جستجو کرده ام اما نتیجه مایوس کننده بوده است. چون از نظر علمی احتمال پیدا کردن اهدا کننده از میان ایرانیان برای من بیشتر است، چشم امیدم به حمایت شما ست.

برای پیدا کردن اهدا کننده مناسب نیاز به تست DNA است. این تست بسیار ساده بوده و از طریق آزمایش روی بزاق دهان قابل انجام است که خود نیز می توانید به راحتی این نمونه را تهیه کنید که هزینه ای هم در بر ندارد. سازمان PACI که خدماتی برای بیماران ایرانی سرطانی مقیم آمریکا ارایه می دهد، این امکان را فراهم کرده که شما بتوانید این تست را تا پایان ماه ژانویه 2010 به طور مجانی انجام دهید.

می دانم که زمان محدود است ولی من به کمک و همیاری شما امیدوارم.جهت دریافت اطلاعات بیشتر لطفن اینجا کلیک کنید

پ . ن به مرجان خانوم عزیزم : کامنت محبت آمیز شما را در ارتباط با یاد کردن شما به هنگام خواندن دعای هر روزه زیارت عاشورا خواندم ( هنوز مشکل ویرایش در بخش مدیریت دارم و نتونستم آنجا جواب بدم ) باور بفرمایید علاوه بر دعای زیارت عاشورا سر نماز هم شما و بعضی از دوستان را که بیشتر از انگشتان یک دست هم نیستند یاد می آورم،هرچند خود محتاج دعایم

Read Full Post »

بیش از این نیز بارها شایعاتی در باره روابط پشت پرده افشین قطبی با محسن خلیلی بگوش خورده است. حتی گفته شد قطبی در یک محفل خصوصی قطبی را ملاقات کرده و به او وعده داده حتی اگر چند دقیقه برای تیمت بازی کنی تو را به تیم ملی دعوت می کنم. فقط سعی کن بازی کنی تا دست من باز شود!
لیست تیم ملی اعلام شامگاه دوشنبه طبق وعده آقای سرمربی شد،همان طور که افشین قطبی چند روز پیش وعده داده بود که با اعلام لیست تیم ملی همه شگفت زده خواهند شد بسیاری از کارشناسان با مشاهده لیست بازیکنان قطبی به شدت شگفت زده شدند تا انتقادها از قطبی همچنان به قوت خود پایدار بماند .
لیست سراسر ابهام‌زا قطبی این بار با دعوت از بازیکنانی که در هفته‌های اخیر لیگ برتر تنها در چند بازی به میدان رفته‌اند بیشتر از گذشته این مساله را برای منتقدان تداعی می‌کنند که مواردی جز شایسته سالاری در انتخاب بازیکنان تیم ملی دخیل است.
قطبی دوباره محسن خلیلی را که بیش از نیم فصل در تیمش نیکمت نشین بود را به تیم ملی فراخواند تا علایق شخصی خود را به این بازیکن نشان بدهد.همان طور که پیش از این هم دیده بودیم قطبی در آستانه بازی با کره شمالی خلیلی مصدوم را به تیم ملی دعوت کرد تا سوال‌های بسیاری را مقابل خود قرار بدهد.به راستی خلیلی مزد کدام درخشش خود را گرفته است؟ شاید تک گلی که او وارد دروازه تیم بحران زده مس کرمان کرد دلیل اصلی دعوت او به تیم ملی ایران شد!گلی که روی خلاقیت و تکنیک حسین بادامکی به ثمر رسید و خلیلی تنها نظاره‌گر دریبل‌های این بازیکن بود تا فقط با یک نوک پا توپ را به تور دروازه بدوزد. شاید قطبی درآن صحنه خلیلی را بادامکی دید و بادامکی را خلیلی؟!
پیش از این نیز بارها شایعاتی درباره روابط پشت پرده‌ای افشین قطبی با محسن خلیلی به گوش خورده بود.حتی گفته شد قطبی در یک محفل خصوصی خلیلی را ملاقات کرده و به اوعده داده حتی اگر چند دقیقه برای تیمت بازی کنی تورا به تیم ملی دعوت می‌کنم. فقط سعی کن بازی کنی تا دست من باز شود!
این‌ها شایعاتی بود که پیش از بازی با کره شمالی گوش‌ها را آزار می‌داد اما خب مثل همیشه در کمیته تیم‌های ملی که وظیفه اولش کنترل و موشکافی چگونگی دعوت بازیکنان است، این اخبار جدی گرفته نشد تا افشین قطبی به همان راهی که می‌خواهد ادامه بدهد.
محسن خلیلی صد البته همه ابهام‌های لیست افشین قطبی نیست.به او باز هم می‌توان تاخت و افکارش را به نقد کشید. فریدون زندی به واسطه کدام نمایش اعجاب انگیز لباس ارزشمند تیم ملی را به تن می‌کند؟ شاید زندی هم مزد نیمکت نشینی خود در استیل آذین را گرفته که اگر این گونه است باید از افشین قطبی پرسید چرا دیگر نیمکت‌نشین‌های لیگ را به تیمش فرا نخوانده است؟ چرا که در همین استقلال و پرسپولیس هستند نیمکت نشین‌هایی که به مراتب از زندی سر شناس‌ترند.
اگر ملاک او در خط زدن برخی بازیکنان برای مثال آرش برهانی یا امیر حسین صادقی نمایش ضعیف آن‌ها در بازی‌های اخیر است پس او چگونه سوشا مکانی دروازه‌بانی که مقابل پرسپولیس یار دوازدهم این تیم بود و یک گل مفت را تقدیم این تیم کرد به تیمش فرا می‌خواند.او با دعوت از سوشا مکانی روزگاری را که برانکو ایوانکوویچ در تیم ملی حضور داشت را در ذهن تداعی کرد.
برانکو نیز هر چه به پایان عمر خود درتیم ملی نزدیک می‌شد دایره تصمیم‌های غلطش گسترده‌تر می‌شد .امروز نیز افشین قطبی در قامت روزهای پریشانی افکاری برانکو مقابل ما قد علم کرده است.
شاید او این بار می‌خواهد همه را به بازی بگیرد و با لبخندی معنی‌دار از کنار انتقادهای سازنده اصحاب رسانه گذر کرده و با خود بگوید: خودتان را خسته نکنید حالا همه کاره منم. ادامه مطلب

پ . ن همچنان مشکل ورود به مدیریت وبلاگم را دارم ( التراسورف و پووف جواب نمیدن ) و مجبورم مطالب را با ایمیل ارسال کنم که یه وقتایی مث مطلب درگذشت آیت الله منتظری حتی بعضی از کلمات تیتر به شکل عجیب و غریبی دیده می شوند

Read Full Post »

Older Posts »

%d bloggers like this: