Feeds:
Posts
Comments

Archive for March, 2012

مهندس کریم ساعی در سال 1289 در مشهد ب دنیا آمد.
در سال 1310 عازم فرانسه و سپس آمریکا شد و در رشته ی جنگل بانی و آمار تحصیل و سپس در سال 1316 ب ایران بازگشت که از کارهای او :
احداث سازمان جنگل بانی
تدوین فرهنگ پارک و احیاء جنگل ها
طراحی و احداث پارک ساعی تهران
می توان نام برد.
مهندس کریم ساعی در روز چهارم دی ماه 1331 هنگام ماموریت از شیراز ب تهران، بر اثر سانحه هوایی درگذشت و در دانشکده کشاورزی کرج ب خاک سپرده شد / روح ش شاد

پ . ن این بنای یادبود برنزی از مهندس کریم ساعی توسط هنرمند ایرج محمدی ساخته و در پائیز 85 در پارک ساعی نصب شد.

Read Full Post »

این روزها هر جا فکرش رو کنید و قدم ب هر مغازه ای داخل ایران پا بذارید چشای همه مون ب انواع و اقسام اجناس نامرغوب،از لباس زیر گرفته تا انوع گوشی های موبایل و حتی ابزار های جاسوس ی چینی می خوره که این آخری برای هدف ی خاص و خریدارش دولت ایران که در این مطلب حرف م دولت نیست و چیزی که همیشه باعث رنجش م شده، اینه چرا هر جا نشستیم این چینی های بعضن دوست داشتنی – باهاشون کار کردم – را فقط در عالم سیاست رذل،پست و ……. می خوانیم!؟
اگر رذل و پست هستند چرا تو و یا حتی من در منزل مون صرفن ب جهت ارزون بودن اجناس شون و نه بخاطر کیفیت و مواقعی حتی ب جهت فخر فروشی از آن استفاده می کنیم؟
پس بیاییم برای یک بار هم شده مَرد باشیم و هر زمان در منزل از هیچ وسیله ای چینی استفاده نکردیم حتی گوشی موبایل – مث من – اونوقت ب خود اجازه دهیم چینی ها رو رذل و پست بخوانیم.

Read Full Post »

سال نو بر همه ی شما عزیزان و خانواده ی محترمتان مبارک باد

Read Full Post »

به یاد دست جوهری
دوباره ارمک می پوشم
برای جشن مدرسه پر شاه پرک می پوشم
سر کلاس نقاشی فکرامو سایه می زنم
گلای رنگی میکشم
تا بتونم رو پیرهنم

دوست دارم دزدکی دست تو رو بگیرم
آخر نامه ی تو از خوشی بمیرم
دوست دارم دزدکی دست تو رو بگیرم
آخر نامه ی تو از خوشی بمیرم

وقتی که رو تخته سیاه
هر اسمی هست جز اسم ما
فکر تو چون فانوس راه
یاد تو تنها سر پناه
اسم تو تنها تکیه گاه

من و تو باز می تونیم به کودکی برگردیم
به شکوه لحظه ی راس راسکی برگردیم
میشه از دل شوره ها به قند لبها رسید
می تونیم به بوسه ی یواشکی برگردیم

دوست دارم دزدکی دست تو رو بگیرم
آخر نامه ی تو از خوشی بمیرم
دوست دارم دزدکی دست تو رو بگیرم
آخر نامه ی تو از خوشی بمیرم

یاد تو که سُر می خوره
منو به ابرا می بره
پشت تموم باغچه ها
دوباره رنگم می پره
دوباره باورم می شه
که اسم تو مال منه
برای این شونهء سرد
آغوش تو شال منه

دوست دارم دزدکی دست تو رو بگیرم
آخر نامه ی تو از خوشی بمیرم
دوست دارم دزدکی دست تو رو بگیرم
آخر نامه ی تو از خوشی بمیرم

در صورت تمایل می توانید این آهنگ شاد را از اینجا دانلود کنید.

پ . ن گرچه هلن یکی از خواننده های مورد علاقه ی من ه،اعتراف می کنم بندرت آهنگ ی شاد اون ب این سبک و سیاق گوش میدم و اعتراف ی دیگر 😀 اینکه این آهنگو برای یکی از عزیزان م گذاشت م ک امیدوارم شما هم از شنیدن ش،خصوص ن هنگام رقص لذت ببرید.

پ . ن عاشق این تابلوی بوسه دزدکی م  …….. ربط ش با شما 😀

Read Full Post »

علی دایی، سرمربی تیم فوتبال راه‌آهن هنگام رانندگی در مسیر اصفهان به تهران دچار حادثه شده و اتوموبیلش در جاده چپ کرد و سپس به بیمارستانی منتقل شد.
علی دایی پس از مسابقه تیم‌های فوتبال سپاهان و راه‌آهن در چارچوب هفته بیست و هشتم لیگ برتر ا در اصفهان به تهران باز می گشت / رادیو فردا

پ . ن امیدوارم برای علی دایی هیچ اتفاق خاصی نیفتاده باشه و در صورت امکان برای سلامتی ش دعا کنید / متشکرم

Read Full Post »

من که می ميرم چرا با عشق و با ايمان نميرم
تا برای سر زمينم، ميهن م ايران نميرم
آرزو دارم شود خاک وطن آرامگاه م
تا ميان کشوری بيگانه سر گردان نميرم
من که می ميرم چرا با عشق و با ايمان نميرم
شرط آزادی و مردی کن که زندان مردن است
شرم از آن دارم اگر در گوشه زندان نميرم
هر وجودی دير و زود ای ميهن م ميرد ولی
من با تو پيمان بسته ام جز بر سر پيمان نميرم
من که می ميرم چرا با عشق و با ايمان نميرم
تا برای سر زمينم، ميهنم ايران نميرم

پ . ن اولین بار،شعر و اجرای بسیار زیبای این کلیپ را در افتتاحیه سایت طب سنتی ایران – تالار ابن سینا دانشکده تهران – گوش دادم که توسط دوست بسیار عزیز و ارجمندم جناب آقای دکتر رضایی پور دعوت شده بودم
نمی دونم چطور وصف این شعر و این اجرا کنم تا از ارزش و اعتبارش کم نشه،بنابراین سکوت می کنم تا خود نظر داده و اگر چشمان تون باران ی نشد باید تجدید نظری در خود و ایرانی بودن خود کنید …… نظر شخصی و اعتراف می کنم ب هیچ وجه قصد جسارت و بی ادبی نداشته و ندارم

Read Full Post »

صدای تکبیر الله اکبر موذن
چشم های م را،بارانی کرد
به سجده نشسته مادرم
با باران چشم های ش
با خدا از من می گوید
عاشقانه
برای پسرش
با فرسنگ ها فاصله،در کنارش
دوست دارم ش
با سبدی از نرگس
سجده کنان
به پای ش می افتم
تا بداند
خدای من اوست این نازنین گل نرگس
آن نازنین مادر

جمعه 26 اسفند 90
ساعت 04:26 بامداد
گــَجَمو

Read Full Post »

Older Posts »

%d bloggers like this: