Feeds:
Posts
Comments

Archive for August, 2012

ناديا دلدار گلچين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون بامداد امروز ـ 25 مرداد ماه ـ درگذشت
اين بازيگر كه سال‌ها از بيماري كليه رنج مي‌برد طي روزهاي گذشته با وخامت حالش در كما به سر مي‌برد،در بيمارستان عرفان درگذشت
قرار است پيكر او طبق اعلام دخترش فردا از مقابل بيمارستان «عرفان» تشييع شود
ناديا دلدار گلچين متولد 1339 در تهران و داراي مدرك تحصيلي ديپلم موسيقي از هنرستان عالي موسيقي بود كه فعاليت بازيگري‌اش را از سال 1369 با فيلم «ابلیس» آغاز كرده و در فيلم‌هايي چون «ديدار در استانبول»، «دوروي سكه»، «پادزهر»، «همه دختران من»، «مرد نامريي»، «خط آتش»، «روسري آبي»، «كمكم كن»، «مهرمادري»، «غريبانه»، «شيدا»، «دختري با كفش‌هاي كتاني»، مجموعه هاي تلويزيوني «خاله سارا»، «كهنه سوار»، «دزدان مادربزرگ»، «همه فرزندان من»، «پزشكان»، «شن‌هاي كف رودخانه»، «سه در چهار» و نمايش هاي «زير گذر لوطي صالح»، «سوگ»، «مضحكه آدم»، «معركه در معركه» و.. به ايفاي نقش پرداخته است
وي فرزند نادر گلچين- خواننده- و دختر عموي مرجانه گلچين -بازيگر- است / دلتنگ
نسیم جعفری دختر این هنرمند گفت: متاسفانه ساعت ۶ صبح امروز مادرم که در بخش ICU بیمارستان عرفان بستری بود دارفانی را وداع گفت. مادرم در طول این سال‌ها رنج و سختی فراوانی را به خاطر بیماری‌اش متحمل شده بود و متاسفانه بعد از گذشت ۹ روز که وی به کمای سنگین رفته بود او را برای همیشه از دست دادیم/ روح ش شاد،یاد و خاطره ش همیشه جاویدان

Advertisements

Read Full Post »

طبق عادت همیشگی از مسیری که همیشه خودمو به بیمارستان می رسونم رسوندم – سر فتحی شقاقی و کارگر شمالی – که چون روز گذشته دیدم یک سری آدم خیلی خیلی بی وجدان، اونم بدون هیچ علائم خطری،بدون بستن راه و خیلی مواردهای ایمنی ک جاش اینجا نیست در حال رادیوگرافی هستند اونم تو روز روشن و در ساعت هفت و سی دقیقه صبح 😦
چون روز قبل بهشون گیر داده بودم ک کار شما ب هیچ وجه درست و انسانی نیست و حتمن ب بازرسین سازمان انرژی اتمی خبر خواهم داد ک البته گذشت کردم و دیروز انجام ش ندادم 😦
امروز صبح درست در همون ساعت دیدم ک دارند رادیوگرافی می کنند ک این بار واقعن عصبانی شدم و در ادامه بهشون گفت م اگه من رادیوگرافر بودم و خواهرتون از همین مسیری ک شما در حال رادیوگرافی هستین عبور می کرد و شما متوجه می شدین چ حال ی بهتون دست می داد؟ …… بگذریم
با هزار زحمت تونست م شماره تماس بخش بازرسی را پیدا و اطلاع دهم و جالب اینکه پس از مدت ی رئیس بازرس ی سازمان انرژی اتمی با من تماس گرفته و از من خواست توضیح بیشتری دهم ک دادم و سر آخر از من خواست ک اسم شرکت ی که پرسنل ش در حال رادیوگرافی بودند را بگم 😦
خنده م گرفت، گفتم جناب …… اگه می دونست م که از همون اول ب اطلاع تون می رسوندم ضمن اینکه اینارو گفت م که شما پی گیر شوید نه اینکه پشت میز نشسته و از من دنبال اطلاعات هستید 😦 ………. ک سر آخر با ناراحت ی تمای ش را قطع کردم …. مملکت ی داریم ب خدا
لازم ب توضیح بوده کروموزم های مرد پس از برخورد با اشعه اونم از نوع ایریدیم 192 – بستگی ب کیوری داره – پس از سه ماه دوباره ب حالت اول برگشته و مرد می تواند ب طور طبیعی تولید مثل کند اما زمان ی که این اشعه ب خانوما، خصوصن دختر بچه ها و دختر خانوما برخورد و اثبات کنه – سرعت ایریدیم 192 برابر با سرعت نور – متاسفانه این عده از عزیزان تا آخر عمر بچه دار نخواهند شد ……….. بماند.
امروز شانزدهمین دوره ی شیمی درمانی م شروع شده که خودم حس می کنم با دعاهای شما عزیران اون م در شب های قدر برام انجام دادید – برادرانه دست تک تک شما را می بوسم – علاوه بر قطع شیمی درمانی،بهبودی کامل حاصل خواهد شد و این یعنی با کمک شما عزیزان غبله بر سه نوع سرطان ……. از همه تون متشـــــــــکرم

Read Full Post »

%d bloggers like this: