Feeds:
Posts
Comments

Archive for October, 2012

پنجشنبه شب فردی با مراجعه به فروشگاه عرضه مواد غذایی در قم، چند بسته همبرگر خریداری کرده و تحویل همسرش داد
همسرش مشغول برش کردن همبرگر بود که ناگهان با بند انگشت یک انسان مواجه شد
وی از ذکر نامش خودداری کرد و ادامه داد:
همسرم ابتدا تصور می‌کرد این قطعه شاید تکه گوشت خرد نشده باشد، اما وقتی برجستگی همبرگر را با چاقو برگرداند، بند انگشت انسان را مشاهده کرد
این شهروند با اشاره به نامساعد بودن وضعیت روحی همسرش اظهار کرد:
دیدن چنین وضعیتی برای همسرم بسیار دردناک و وحشتناک بوده، به گونه‌ای که وضعیت وی را آشفته کرده است
آن گونه که از اطلاعات بسته همبرگر پیداست، کارخانه تولیدکننده این همبرگرها در قم فعالیت می‌کند
وضعیت نظارت بر تولید مواد غذایی همواره یکی از دغدغه‌های جدی شهروندان قمی بوده است و تاکنون چندین مورد حشرات و حتی موش در مواد غذایی مشاهده شده است. اما در مورد اخیر که بند انگشت انسان در همبرگر مشاهده شده، به نظر می‌رسد ورود مراجع قضایی و انتظامی به این پرونده در کنار بررسی بهداشتی وضعیت کارخانه تولید کننده همبرگر ضروری است/مهرنیوز

Advertisements

Read Full Post »

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند…!
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !
حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می‌دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می‌دزدید…
داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را می‌کردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده…!
روزی، چطورش را نمی‌دانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می‌کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان…
دزدها می‌امدند؛ چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند…
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه می‌ماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین می‌گذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !!!
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون می‌زد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل این کارها نبود.
می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است…
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !
چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!
او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد می‌شد، می‌دید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می‌زد.
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمی‌زد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد می‌زدند، دست خالی به خانه برمی‌گشتند و وضعشان روز به روز بدتر می‌شد و خود را فقیرتر می‌یافتند…
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوچه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته می‌کشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی ؟!!!
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از …
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر می‌شدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی می‌کشیدند، فقیر می‌شدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها می‌دزدیدند.
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد…!
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند…
تنها فرد درستكار، همان مرد اولي بود كه ما نفهميديم براي چه به آن شهر آمد و كمی‌بعد از گرسنگي مرد/ منبع

پ . ن ایتالو کالوینو (۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ – ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم است. بسیاری از آثار وی به زبان فارسی ترجمه شده‌است. او نویسنده، خبرنگار، منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی است که فضای انتقادی آثارش باعث شده او را یکی از مهم‌ترین داستان نویس‌های ایتالیا در قرن بیستم بدانند.

پ . ن نام اصلی این داستان کوتاه شهر دزدان می باشد

Read Full Post »

وقتی حاجیان ایرانی به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت :
مطمئن م یک سری ازین جماعت ایرانی که امروز به من سنگ می زنند، برسند ایران به من زنگ می زنند!‬

پ . ن با تشکر از آرمینه بانو

Read Full Post »

اجرای زیبای ۳ بانوی ایرانی‌ در برنامه سوپر تالنت آلمان و بلند شدن حاضرین در سالن و در نتیجه صعود مستقیم آنها به دور نیمه نهایی
این ۳ خواننده پس از توضیحاتی که راجع به نبودن آزادی در ایران،اجرای زنده خود را انجام می دهند که البته اگر شعری را ب سبک اپرا نمی پسندید توصیه می کنم بی خودی وقت خود را جهت دیدن این ویدئو تلف نکنید اما از نظر من بی نظیر بودکه همین باعث میشه تا یکی از مجریان این برنامه آنها را به دور نیمه نهایی بفرستد که در این لحظه همه حاضرین در سالن به پا می‌خیزند و آنها را تشویق می کنند ضمن اینکه مجری این برنامه با این توضیح که اجرای آزادانه شما در این برنامه پیغامی را به جهان خواهد رساند (پیام آزادی) آنها را بدرقه می‌کند. مجری دیگر این برنامه و خواننده سابق گروه مدرن تالکینگ هم علاوه بر توضیحات فنی‌ به این ۳ خواننده با خوش رویی به آنها اعلام می‌کند که با ۳ رای مثبت، آنها تا اینجای کار موفق عمل کرده اند

پ . ن وقتی موفقیت هر ایرانی را فارغ از نوع جنسیت ش در خارج ایران می بینم خود ب خود اشک دور چشام حلقه می زنه و مث الان از خوشحال ی گریه م می کنم …………. برای موفقیت هر چه بیشتر شون دعا خواهم کرد

Read Full Post »

امروز نوزدهمین دوره ی شیمی درمانی را با این هدف دنبال کردم که دوره ی بیستم آخرین دوره ی شیمی درمانی م باشد که به دعاهای شما عزیزان جهت پایان دادن ش نیاز دارم ضمن اینکه پیشاپیش از همه ی شما بخاطر دعاهاتون ممنون و متشــــــــــکرم

Read Full Post »

حسین هدایتی در نشست خبری که در روز چهارشنبه 19 مهرماه 91 در باشگاه استیل‌آذین برگزار کرد، در مورد شایعه دستگیری‌اش اظهار داشت :
این شایعه کار بدخواهانی است که نمی‌خواهند بخش خصوصی در عرصه ورزشی و فوتبال وارد شود و با حضور بخش خصوصی عرصه ورزشی را بر خود تنگ می‌بینند، به همین دلیل هر روز با شایعه‌سازی و تهمت و آبروریزی این کارها را انجام می‌دهند اما بهتر است بدانند که آنها چیزی گیرشان نمی‌آید. به لطف خدا من زنده و سلامت هستم و مقتدرانه در عرصه ورزش و فوتبال کار می‌کنم.
وی در مورد اینکه برخی سایت‌ها خبر بازداشت او را منتشر کرده‌اند گفت: این مسئله را از خودشان سؤال کنید، من با پرویز مظلومی روز گذشته قرارداد امضاء کرده‌ام و امروز هم در خدمت شما هستم،‌ اگر زشت نبود جای عمل جراحی را که دیروز انجام دادم نشان می‌دادم. می‌توانید از بیمارستان دی استعلام کنید، ظاهراً قرار است من برای بیمارستان رفتن هم اطلاع‌رسانی کنم.
هدایتی در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه برخی رسانه‌ها ادعا کرده‌اند شما 180میلیارد تومان بدهی دارید گفت:
بدهی مال مرد است، مردی که بدهکار نباشد مرد نیست، مرد باید بدهکار باشد. آدم کارخانه‌دار و تاجر هم با سیستم بانکی کار می‌کند،‌البته بگویم این بدهی 180میلیارد تومانی درست نیست و من چنین بدهی ندارم ولی ای کاش شأن من را پایین نمی‌آوردند و می‌نوشتند من 1800میلیارد تومان بدهکار هستم. چرا شخصیتم را کوچک می‌کنند و فقط می‌نویسند 180میلیارد تومان بدهکار است زیرا این رقم برای کسی که 13کارخانه دارد رقم کوچکی است.
وی در مورد اینکه میزان بدهی دقیق شما چقدر است گفت: این را باید از مالی‌چی‌ها پرسید، آنها می‌دانند.
هدایتی در مورد اینکه شما مالک سه باشگاه هستید گفت: شاید مالکیت باشگاه‌های بیشتری را داشته باشم اما انگار برخی دوست دارند که آرزوهایم را تعبیر کنم،‌این آرزویم است که به ورزش کشور کمک کنم. من در حال حاضر مالک هیچ باشگاهی نیستم اما شرکت‌های زیرمجموعه من چند باشگاه را در اختیار دارند که این مالکیت هم طبق قوانین AFC و فیفا است و مشکلی در این زمینه مالکیت وجود ندارد.
باشگاه ملوان متعلق به شرکت استیل‌آذین ایرانیان است، باشگاه گهر متعلق به حسن هدایتی است و باشگاه استیل‌آذین هم مالکیت آن متعلق به دو شرکت دیگر است.
وی ادامه داد: به ما جرأت و شهامت بدهید تا بتوانیم به ورزش کشور کمک کنیم، زیرا ورزش کشور نیاز به حمایت بخش خصوصی دارد. نیاز به این دارد که بخش خصوصی وارد ورزش شود.
هدایتی در مورد اینکه سازمان لیگ گفته است انتقال باشگاه گهر به استیل‌آذین را بررسی می‌کند گفت: این انتقال در استان لرستان صورت گرفته و بر اساس کمیسیون ماده 5 انجام شده و مدیرکل ورزش لرستان در این مورد اظهار نظر کرده است: واگذاری باشگاه گهر به استیل‌آذین اجاره به شرط تملیک است. در صورتی‌که تیم در لیگ برتر بماند مبلغ مورد توافق از هزینه‌ها کسر می‌شود و باشگاه واگذار می‌شود.
مالک باشگاه ملوان انزلی در مورد اینکه چه سودی از هزینه‌های میلیاردی در فوتبال برده است گفت: سود بهتر از این که به من تهمت می‌زنند، دروغ می‌گویند و شایعه‌پراکنی می‌کنند. آدم‌های دلسوز و مدیران دلسوز کشور باید با این مفسده مبارزه کنند، اینکه فردی بدون درآمد در باشگاه‌ها هزینه می‌کند و شاهد هزینه تبیلغاتی علیه خود است درست نیست.
وی در مورد اینکه چه کسی شایعه جدید دستگیری او را مطرح کرده است، گفت:‌من اسم شخص خاصی را نمی‌آورم، آنهایی که باید بدانند، می‌دانند. برخی می‌خواهند التهاب ایجاد کنند اما کور خوانده‌اند. من اگر بمیرم و جنازه‌ام هم در خاک باشد خانواده‌ام تیم‌داری می‌کند. من از ورزش و فوتبال دست بر نمی‌دارم.
وی در مورد اینکه فدراسیون در مورد استیل‌آذین بیانه‌ای صادر کرد گفت: ما در آستانه بازی با کره جنوبی هستیم و نیاز به وحدت ملی داریم، بنابراین نمی‌خواهم زیاد در مورد این موضوع صحبت کنم اما بیانیه روابط فدراسیون فوتبال کذب محض و تشویش اذهان عمومی بود و از فدراسیون شکایت کرده‌ایم. بعد از بازی با کره مطالبی را می‌گویم و طی نامه‌ای 10ماده‌ای مسائلی را به فدراسیون به طور مخفیانه ارسال کردم. بعد از بازی با کره جنوبی آن را علنی می‌کنم تا با سوء مدیریت‌ها برخورد شود.
هدایتی در مورد اینکه مظلومی قول داده تیم استیل‌آذین زاگرس در لرستان بازی کند، گفت: 100درصد این قول را عملی می‌کنم. تیم استیل‌آذین زاگرس متعلق به 14 استان زاگرس‌نشین است، اما مردم درود که برای صعود این تیم زحمت کشیده‌اند باید قبول کنند تا زمانی‌که فرودگاه، هتل و ورزشگاه طبق استاندارد AFC و سازمان لیگ ندارند این تیم در خرم‌آباد بازی می‌کند و بعد از فراهم شدن امکانات تیم به درود بر می‌گردد، شاید استیل‌آذین زاگرس در بروجرد هم بازی کند/پارس فوتبال

Read Full Post »

حسین هدایتی یکی از بدهکاران بزرگ و سرشناس بانکی که تاکنون با ارتباط گیری های مختلف تلاش کرده بود، خود را از گزند برخوردهای معمول با بدهکاران بزرگ بانکی در امان نگه دارد و حتی اخیراً تیم ملوان را برای خود خریداری کرده و گهر درود را نیز به نام برادرش نمود، امروز بازداشت شد تا به پرونده بدهکاری های سنگین وی رسیدگی شود.
گفته می شود مجموع بدهی وی به سیستم بانکی کشور ۱۸۰ میلیارد تومان بوده و تنها ۷ میلیارد تومان برای این بدهی وثیقه ارائه شده بوده که این مسئله خود یک اقدام غیرقانونی تلقی می شود
البته این احتمال وجود اعداد بزرگ تری حکایت دارد که در پیگیری های قضایی صحت و سقم این مسئله بیش از پیش قابل رصد دقیق است
شهرت حسین هدایتی بیشتر به جهت کمک‌های مالی کلان در اواخر دههٔ ۱۳۸۰ به تیم فوتبال پرسپولیس تهران و تأسیس باشگاه فوتبال استیل‌آذین تهران است که با هزینهٔ بسیار در لیگ برتر فوتبال ایران حضور یافته‌است
از دارایی‌های که به وی نسبت داده شده‌است می‌توان به مالکیت صنایع استیل آذین، شرکت خاورآذین، شرکت فجر گالوانیزه سپاهان کاشان، چندین کارخانهٔ فولادسازی و ورق، شرکت نایبند بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، و نیز برج‌سازی در دبی، سهام‌داری در بازار مبل ایران و بانک خصوصی تات،ریاست چندین شرکت تجاری در ایران و کشورهای دیگر خاورمیانه، سرمایه‌گذاری در هتل سیروس و هتل کیش و داشتن املاک کشاورزی و مسکونی متعدد در ایران و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس اشاره کرد/ بازتاب

Read Full Post »

Older Posts »

%d bloggers like this: