Feeds:
Posts
Comments

Archive for February, 2013

آه ، ما ! ما الاغها !…
ما جماعت الاغها هم سابق بر این درست مثل جماعت آدمها حرف می زدیم
ما هم برای خودمان زبان به خصوصی داشتیم
موزون و شیرین و خوشایند صحبت می کردیم
چه عالی حرف می زدیم و چه ترانه های دل انگیز سر می دادیم
البته ما الاغها به زبان آدمها حرف نمی زدیم
به زبان خود الاغها حرف می زدیم
زبان الاغها زبانی بود انعطاف پذیر ، لطیف و غنی .
ما جماعت الاغها آنوقت ها عرعر نمی کردیم، بعدها عرعر کردن را پیشه ی خود کردیم .
همانطور که می دانید حالا تمام خواستها ، احساسها ، آرزوها ، تلخکامی ها و شادیهامان را برای همدیگر و شما انسانها – که آقای ما باشید – تنها بوسیله عرعر کردن می فهمانیم . راستی عرع کردن چیست ؟ عرعر کردن عبارت از این است که صداهایی پشت هم با دو هجای کشیده به شکل ” آآآآ – ای ی ی ی “یکی از ته گلو و دیگری از جلو دهان خارج شود . عرعر کردن همین است . زبان غنی ما یواش یواش تحلیل رفت تا آخرش محدود شد به همین صدای دو هجایی . آخر مخلوقی مثل ما چطور می تواند تمام احساسات خود را با این یک شبه کلمه بفهماند ! …
دلتان نمی خواهد بدانید چطور شد که زبان غنی و وسیع الاغها مرد و بعدش ما الاغها شروع به عرعرکردیم؟ اگردلتان بخواهد موبه مو خواهم گفت . جان مطلب اینجا است که زبان ما به تته پته افتاد و زبان الاغها را یکسر فراموش کردیم از آن روز به بعد فقط می توانیم عرعر بکنیم و می کوشیم که تمام احساساتمان را با همین صدای دو هجایی کشیده به فهمانیم .این واقعه که چطور زبانمان به تته پته افتاد، مربوط به زمانهای قدیم است .
از نسلهای قدیم قدیم الاغ پیرنری بود.روزی این الاغ پیر نسل قدیم تک وتنها تو صحرا می چرید،می چرید و به زبان الاغها خوش ، خوش ترانه می خواند .یهو بوی به بینیش خورد،اما بوی مطبوعی نبود.بوی گرگ بود .
الاغ پیر پیش خود گفت: نه بابا،بوی گرگ نیس… بعدش بی اعتنا به چریدن پرداخت. بوی گرگ رفته رفته شدت یافت . مثل روز روشن بود که گرگ دارد نزدیک می شود .نزدیک شدن گرگ همان و سفره شدن شکم همان .
الاغ نسل قدیمی پیش خود گفت : گرگ نیس بابا ، گرگ نیس ! …
باز خودش را به بی اعتنایی زد . اما بوی گرگ یواش ، یواش همه جا می پیچید ، الاغ پیر ، هم می ترسید و هم گویی که به آن دور و برها آشنایی ندارد،پیش خود می گفت :
انشا ء الله گرگ نیس. گرگ از کجا می آید اینجا ؟ چطور می تونه منو پیدا کنه ؟ …
همین جوری که داشت به خودش می قبولاند ، صداهای ناخوشایندی به گوشش خورد .صدای گرگ بود، گرگ … الاغ پیرگوشهاش را تیز کرد که صدا را بشنود . خودش بود ، صدای گرگ.
از آنجا که اصلاٌ و ابدا ٌ دلش نمی خواست گرگ این طرفها پیداش بشود ، پیش خود گفت : نه باب ، این که صدای گرگ نیس ، به خیالم رسیده …
بعد باز شروع به چریدن کرد . اما صدا رفته رفته نزدیک می شد . الاغ نسل قدیمی چند باره خواست به خودش به قبولاند که : گرگ نیس آره که نیس . این صدا نمی تونه صدای گرگ باشه …
صدای وحشت آور گرگ باز هم نزدیکتر شد . الاغ پیش خود گفت : نه ، نه … کاشکی گرگ نباشه … گرگ این طرفها می خواد چکار ؟
از طرف دیگر بس که می ترسید ، چشمهاش تو حدقه اینور آنور می چرخید ، یکهوچشمش افتاد به سر کوههای پیش روش .گرگی میان مه دیده می شد.

پ . ن  نوشته عزیز نسین ترجمه صمد بهرنگی

Advertisements

Read Full Post »

Asiye Bakeri Gajmoo

هنوز پيكر پدر و عمويم در آب های هور است
هنوز خوزستان تنها دلگرمی ماست
خوزستان آرامگاه پدرم است
آقای طائب اولويت شما هركجا باشد اولويت ما خاك ايران است
آسیه باکری (فرزند شهید حمید باکری)

Read Full Post »

ب مناسبت روز ولنتاین دو تا اس ام اس  از دو دوست نازنین م داشت م که البته دوست ی مون تا ب این حد نبوده که اولن منتظر اس ام اس ب مناسبت روز ولنتاین باش م دومن اون م اینجوری 🙂 اما خب چکارش میشه کرد 🙂 هر چه از دوست رسد نیکوست 🙂

اولین اس ام اس :
آبنباتی ترین روز سال رو با
شیرین ترین بوسه ی عمرم
به خوشمزه ترین شکلات قلب م تبریک میگم
شکلات من : ولنتاین مبارک 🙂

دومین اس ام اس :
شب عشق است هرکسی دست یار خویش می بوسد
غریب م بی کس م من
دست غم،غم دست من می بوسد
ولنتاین مبارک 🙂

خااااااااااااااااااااک وچووووووووووووووووووک 🙂

Read Full Post »

reks abadan Gajamoo

فکر نکنم این روزا کسی نام فرج الله سلحشور را نشنیده باشه، همان فردی که  با ساخت سریال یوسف پیامبر و آن دزدی هنری ش معروف و مشهور شد  که اگر تا به امروز نشنیدید همینقدر بدانید ایشان در جدیدترین سخنرانی های خود، آن هم در اختتامیه جشنواره شعر در مشهد گفت :
قبل از انقلاب اسلامی ماهیت سینما برای مردم روشن بود و خانواده‌های مذهبی با سینما و تلوزیون هیچ کاری نداشتند و ما به خوبی می‌دانستیم که سینما کانال ورود فرهنگ بیگانه به کشور ما است و من جزء کسانی بودم که قبل از انقلاب سینما آتش زدم 😦
جهت اطلاع شما دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ عرض نمایم در جریان انقلاب بیش از 100 سینما در ایران به آتش کشیده شد که فجیع ترین و دردناک ترین این آتش سوزی ها، آتش سوزی مربوط به سینما رکس آبادان بود که نزدیک به 600 نفر انسان بی گناه که تنها جرم شان تماشای یک فیلم و گذراندن چند ساعت به تفریح و سرگرمی بود 😦
به هر حال در جریان محاکمه عامیلن آتش سوزی سینما رکس آبادان 7 نفر اعدام شدند که تنها یکی از اعدام شدگان مسبب اصلی آتش زدن سینما بوده که به گفته همان فرد اعدام شد – مسبب اصلی – دو همدست ش یکی در همان آتش سوزی جان باخته اما خبری از نفر سوم این ماجرا در آن روزها بدست نیامد که شاید ” شاید ” فرد سوم همین فرج الله سحلشور بوده باشه که در مشهد خود به آتش زدن سینماها در قبل از انقلاب اعتراف کرده،حالا اگر شما جای بنده بودید و اعترافات سلحشور را در مراسم اختتامیه جشنواره ” شعر و سرود انقلاب ” مبنی بر آتش زدن سینماها می شنیدید شک نمی کردید که ایشان همان نفر سومی باشه که سینما رکس آبادان را به آتش کشیده و 600 نفر انسان بی گناه را زنده زنده در آتش سوزانده؟

Read Full Post »

مدتی ه قیمت دلار ثانیه به ثانیه در حال افزایش و به همان نسبت دقیقه به دقیقه بر قیمت همه ی کالاهای موجود در بازار، چه داخلی چه خارجی حتی فلافل بی چیز و بی مقدار 🙂 افزوده میشه و دولت عوض جلوگیری و مهار گرانی های بی رویه در سطخح جامعه در فکر اینه تا اوایل اسفند چندرغاز بنام یارانه نوروزی به حساب ملت بریزه تا علاوه بر منت گذاشتن سر این ملت صبور مثلن به همه بگه ما به فکر شما هستیم.
آغاجان 🙂 ما نخواهیم شما به فکر ما باشید چه کسی رو باید ببینم؟ هر ریالی که شما به بهانه یارانه به حساب مردم واریز می کنید چندین برابر بر قیمت همه ی کالاها افزوده میشه بنابراین بهتر نیست جای واریز کردن یارانه،گرانی را کنترل کنید؟
به هر حال اسماعیل جلیلی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس،از توافق نهایی مجلس و دولت برای پرداخت 90 هزارتومان به اقشار آشیب پذیر به ویژه تعضای تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی و 70 هزارتومان به سایر طبقات اجتماعی در اواخر سال جاری خبر داد

Read Full Post »

سخنرانی رئیس مجلس شورای اسلامی در جمع راهپیمایان سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در حرم حضرت معصومه(س) به علت شعارهای جمعی از راهپیمایان ناتمام ماند.
دکتر علی لاریجانی در حرم مطهر حضرت معصومه(س) در جمع مردم شرکت کننده در راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در قم به سخنرانی پرداخت.
نماینده مردم قم در مجلس در حالی سخنرانی خود را شروع کرد که شعارهای “بصیرت بصیرت” و برخی شعارهای دیگر این سخنرانی را با اختلال مواجه کرده بود.
رئیس مجلس در ابتدای سخنان خود بدون توجه به شعارهای حاضرین در مجلس به سخنرانی خود که از قبل آماده کرده و مکتوب بود ادامه داد. در حالی که رفته رفته بر صدای شعاردهندگان افزوده می‌شد، صدای لاریجانی به سختی از پشت تریبون شنیده شد.
لاریجانی در ابتدا گفت: امروز روز بزرگ و از ایام الله و روزی است که مصداق آیه “جاء الحق و ذهق الباطل” است.
وی افزود: در سال 57 نظام ضد اسلامی و دیکتاتوری طاغوت توسط ملت ایران از بین رفت و جمهوری اسلامی با رهبری حکیمانه امام راحل پدید آمد که از آن به عنوان زلزله سیاسی قرن یاد می‌شود.
در این حین بخشی از جمعیت بر شدت شعارهای خود اضافه کردند و شعارهای “خواص بی بصیرت ” سر دادند و حتی اشیائی به سمت جایگاه سخنرانی رئیس مجلس پرتاب شد.
در این شرایط حلقه محافظان لاریجانی در جایگاه تنگ تر شد و آنها از رئیس مجلس خواستند تا سخنرانی خود را متوقف کند، اما لاریجانی برای ادامه صحبت هایش اصرار داشت.
وی در واکنش به اعتراضات برخی از راهپیمایان گفت: امروز روز 22 بهمن و روز مبارکی است و روزی است که باید با رهبر معظم انقلاب بیعت کنیم و نباید با اینگونه اقدامات این جشن بزرگ را خدشه دار کنیم.
در ادامه وقتی حاضرین و معترضین در شبستان به سمت محل جایگاه سخنرانی حرکت کردند در این هنگام لاریجانی را که دیگر نماینده مردم قم در مجلس و استاندار قم همراهی می‌کردند توسط محافظان به سمت پشت جایگاه هدایت شد.
خبرنگار مهر حاضر در این مراسم گزارش می دهد که گروهی از معترضان به رئیس مجلس هم اکنون در خیابان پشت شبستان حرم مطهر حضرت معصومه(س) تجمع کرده اند و با سر دادن شعارهایی علیه لاریجانی مانع خروج وی از حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) شده‌اند.
در همین رابطه سایت خبری مجلس با سازماندهی خواندن اعتراضات به لاریجانی اینطور نوشت: صبح امروز در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن در شهر مقدس قم عده اندکی که مشخص بود از قبل سازماندهی شده بودند ، تلاش کردند با برخی شعارها علیه رئیس مجلس مانع سخنرانی دکتر لاریجانی در مراسم شوند و در مراسم باشکوه گرامیداشت پیروزی انقلاب اسلامی در شهر مقدس قم ایجاد آشوب کنند/تابناک

Read Full Post »

برای ادامه ی درمان و به پیشنهاد یکی از دوستان گل م، امروز رفت م الهیه و مطب آقای دکتر سلول شناسی که تازه از آمریکا آمده بود
کلی با هم حرف زدیم، از همه چی، حتی از شغل ی که داشت م
خیلی خوش برخورد بود و بهتر از دیگر پزشکان ی که در طی سه سال در رابطه با بیماری م با آنها برخورد کرده بودم… بگذریم
نتیجه اینکه برای ادامه ی درمان نیاز ب یک آزمایش پت اسکن دارم که متاسفانه دستگاه ش در ایران موجود نیست و باید رفت دُبی یا ترکیه که هزینه آزمایش یازده هزار درهم ناقابل می باشد 🙂

Read Full Post »

Older Posts »

%d bloggers like this: