Feeds:
Posts
Comments

Archive for the ‘زمزمه های عاشقانه’ Category

behesht Gajamoo

سیاه و سفید، من و تو ، چه خط صافی…
چه خط بی پایانی…
نه تو به من می رسی نه من به تو
نه این خطها می شکنند،
بگذار تلخ بنوشیم
بگذار بلای تو را بخرم
بگذار…
من تمام می شوم تو تمام می شوی و این زندگی پایانیست بی انتها…
گوش کن،یه شعر یک ملودی یک خط التماس…
صورت تو بهترین تابلوی این زندگیست، و جدای شعریست بی فرار …
من از رو نمی روم و نمی توانم
تلخی دوریت با من است مثل یک شعر تلخ از شاهین
مثل…
مثل من مثل تو مثل تلخیه یک پک مشروب مثل یک پک سیگار نا آشنا مثل تلخی اولین مشروب…
و من هنوز دوستت دارم….
بی انتها…
چه جمله های تلخی چه برگ چروکیده بی خط صافی…
چقدر پشیمانم…
بیا من را این من بی همه چیز را بغل کن، به آغوش بکش،مگر چند باز زنده ام…
بیا وطنم را به من بده…
من را به من بده…
بیا مرا به آغوش بکش…
من از هر گناهی می گذرم به من چه که آخر دنیا چه می شود، اگر یک بار دیگر متولد شوم باز هم تورا دوست خواهم داشت…
بهشت را به تار موی تو نخواهم داد…
بیا عشق بی وفای من بیا که بی تو نمی شود…

Read Full Post »

 

Alaeddin Gajamoo

Read Full Post »

ب مناسبت روز ولنتاین دو تا اس ام اس  از دو دوست نازنین م داشت م که البته دوست ی مون تا ب این حد نبوده که اولن منتظر اس ام اس ب مناسبت روز ولنتاین باش م دومن اون م اینجوری 🙂 اما خب چکارش میشه کرد 🙂 هر چه از دوست رسد نیکوست 🙂

اولین اس ام اس :
آبنباتی ترین روز سال رو با
شیرین ترین بوسه ی عمرم
به خوشمزه ترین شکلات قلب م تبریک میگم
شکلات من : ولنتاین مبارک 🙂

دومین اس ام اس :
شب عشق است هرکسی دست یار خویش می بوسد
غریب م بی کس م من
دست غم،غم دست من می بوسد
ولنتاین مبارک 🙂

خااااااااااااااااااااک وچووووووووووووووووووک 🙂

Read Full Post »

chaei Gajamoo

باز لبخند بزن
قوری قلبت را،زودتر بند بزن
توی آن،مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام،چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دست هایت،سینی نقره ای نور
اشک هایم،استکان های بلور
کاش،استکان هایم را
توی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده،از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چای داغ بریز

Read Full Post »

love Gajamoo

عشق یعنی
از من دور باشی
دکمه های پیراهنت را
با انگشت های من باز کنی
از تو دور باشم
چایم را با لبهای تو بنوشم
خوابم را با چشم های تو ببینم
و نفسم بسته به نفس های تو باشد…
عشق یعنی
سرم را برگردانم
تو از فاصله ی هزار کیلومتری
برایم دست تکان بدهی…
من بی پروا
دستت را بگیرم

پ . ن با تشــــــــــکر از مرضیه بانو

Read Full Post »

مهدیا! می آیی و من شاید پیش از آمدن ت همراه شعرهایم دنیا را بدرود گفته باشم
می آیی و شاید من دیگر نتوانم تماشایت کنم
می آیی و من نمی توانم به استقبالت بیایم،اما بی شک وقتی بیایی،تمام نوشته ها ب احترام تو برمی خیزند و سیب هایی که برای تو چیده بودم تا جمعه ها در لب جاده انتظار از تو پذیرایی کنم،از شوق دیدارت سرخ می شوند
می آیی و دفترهایم در هوای تو پر می گیرند
طاقچه ها آینه ها را می زایند
پس بیا روزی به نزدیکی همین روزها ک چشمانم ب انتظار نشسته
بیا تا شب ِدل هایمان چمدانش را ببندد و خورشید،همیشه بر پشت بام خانه های دلمان اقامت کند
بیا تا این تقویم پر از شب و خالی از روز ک سالهاست بر دیوار انتظار آویزان است را ورق بزن و نوید جمعه ی ظهور را در کوچه پس کوچه های بی رمق شهر دلتنگی جار بزن

پ . ن پیشاپیش فرا رسیدن ماه شعبان خصوصن نیمه شعبان،سالروز ولادت مهدی موعود عجل االله تعالی فرجه الشریف ب شما و تمامی عاشقان آن حضرت تبریک می گویم

Read Full Post »

این روزها
دلتنگی های م بیشتر از تو می گویند
و من
نوازش می کنم گونه خیس آرزویم را
که بی تو
بغضشان شکسته

Read Full Post »

Older Posts »

%d bloggers like this: