Feeds:
Posts
Comments

Archive for the ‘عکس’ Category

Eidivandi Gajamoo

مسابقات لیگ برتر هندبال استان خوزستان به میزبانی پتروشیمی بندر امام با حضور تیم های پتروشیمی بندر امام، دزفول، خورمشهر، بهبهان و سوسنگرد در تاریخ نهم و دهم آبان ماه در شهرک بعثت برگزار شد
کبری مرهونیان نایب رئیس هیئت هندبال اظهار کرد :
در این مسابقات تیم بهبهان مقام اول – تیم پتروشیمی بندر امام نایب قهرمان و تیم دزفول مقام سوم این دوره از مسابقات را کسب کردند
وی افزود : بهترین دروازبان و بهترین سرپرست مسابقات به ترتیب خانم لیدا سید و سکینه عیدی وندی از پتروشیمی بندر امام شناخته شدند .
ایشان در خاتمه عنوان کرد : تیم قهرمان این دوره به مسابقات لیگ دسته دو کشور میرود ولی به دلیل نبود اسپانسر، هیئت استان این سهمیه را به تیم پترو شیمی خواهد داد و در صورت حمایت مسئولین تیم پتروشیمی به عنوان نماینده خوزستان در این مسابقات شرکت خواهند کرد / باشگاه خبری ورزش ماهشهر
اعضای تیم پتروشیمی بندر امام :
زینب عیدی وندی ، نادیا خونساری، مهین آریانفر، کبری عباسی، سمانه محمد حسینی، ستاره رحمانیان، عفاف سواری، لیدا سید، یاسمن اسماعیلی، زینب قلی زاده، سحر حیدری، لیلا اسدزاده، مریم کاظمی، مریم البوغبیش
مربی : مریم عیدی وندی
سرپرست : سکینه عیدی وند

Advertisements

Read Full Post »

boose zendegi Gajamoo

عکسی تاریخی که در 26 جولای 1967 توسط “روکو مورابیتو” گرفته شد،بعدها و در سال 1968، جایزه معتبر پولیتزر را به عکاسش پیشکش کرد.
عکسی ماندگار که به “بوسه زندگی” معروف شد، بازتابی گسترده در دنیا داشت.
راندال شامپیون، که یک سیم چین بود، با لمس سیم برق فشار قوی،بیهوش در میان زمین و آسمان معلق مانده بود.در این حال، همکارش،تامسون به سرعت خود را به او رساند و تنفس دهان به دهان را آغاز کرد.
او این کار را آن قدر ادامه داد تا تنفس راندال بازگشت و او جانی دوباره گرفت.
شاید اگر آن روز تامسون کمی دیرتر خود را به همکارش می رساند،او دیگر به زندگی باز نمی گشت. به همین دلیل این عکس به “بوسه زندگی” معروف شد.

Read Full Post »

mardouk Gajamoo

هیئت باستان شناسی مشترک ایران و ایتالیا که از چند سال پیش برای شناسایی شهر پارسه، در پاسارگاد به حفاری های باستان شناسی در اطراف تخت جمشید دست زده بودند موفق به کشف بنایی منحصر به فرد از دوران کورش هخامنشی شدند.
این هیئت در جریان کاوش های خود در سه سال پیش به تلی آجری برخوردند و حفاری در آن را آغاز کردند.
تل آجری در واقع بنای باستانی بزرگی ست بازمانده از دوران هخامنشیان که در سومین دوره کاوش های باستان شناسی این هیئت در نزدیکی تخت جمشید کشف شده است. علیرضا عسگری چاووشی، استاد دانشگاه شیراز و رئیس ایرانی هیئت کاوش در تل آجری به خبرگزاری میراث فرهنگی گفته است این بنا از خشت و آجر است که خشت ها در داخل دیوارها و آجرهای لعاب دار در نمای خارجی دیوار ها به کار رفته اند و آجرها با لعاب ها و نقش های حیوانات افسانه ای تزئین شده اند. به گفته آقای عسگری «این بنای شگفت انگیز حداقل ۳۳ در ۳۳ متر است و در ساخت آن هزاران آجر لعاب دار به کار رفته است». او ضخامت دیوارهای این بنا را ۱۰ متر اعلام کرده و گفته است:« کشف چنین بنایی با این عظمت، حجم و تعداد آجرهای لعاب دار در منطقه فارس بی نظیر است». به گفته او در این بنا کتیبه ای به خط میخی اکدی بابلی نیز به دست آمده است.
به گفته آقای عسگری آجرهای لعاب دار این بنا دارای نقش هایی از اسطوره های ایران باستان و بین النهرین باستان است به طوری که حتی قالب هایی که برای تزئین نقش ها بر آجرها به کار رفته اند با قالب و نقش هایی که برآجرهای لعابدار دروازه معبد ایشتار در بابل به کار رفته یک سان است. شواهدی ازوجود نقش موشخوشو، نماد ایزد مردوک، گل های لوتوس شانزده پر، و روش ها و فنون تزئین آجرها، رنگ ها و نقش ها و استفاده از قیر برای محافظت آجرها، همه حکایت از آن دارند که این بنا در دوره کورش هخامنشی ساخته شده است. نماد ایزد مردوک و دیگر نقش های این بنا بعد از کورش دیگر در هنر هخامنشی دیده نشده است.
رئیس گروه ایرانی هیئت باستان شناسان می گوید در زمانی که کورش در سال۵۳۹ پیش از میلاد بابل را فتح کرد، کاهنان بابلی ایزد مردوک را به عنوان بزرگ -ایزد آسمان ها و زمین می پرستیدند و در آن زمان به دلیل ثروت و قدرت بابل، این ایزد قدرتمند ترین ایزدان بین النهرین بود. باستان شناسان احتمال می دهند که پس از فتح بابل، کورش، در ادامه سیاست رواداری فرهنگی و مذهبی خود، به کاهنان بابلی اجازه داد که نیایش گاه خود را در تخت جمشید، که مرکز سیاسی هخامنشیان بود، بناکنند و عده ای از هنرمندان و معماران بابلی را برای بنای معبد پرستش مردوک به تخت جمشید آورد./ صدای آمریکا

Read Full Post »

farzane saman Gajamoo

چهره ارسطو نقطه مشترک این فیلم‌ها و سریال‌هاست؛ چه در روزهایی که فرزانه بود و با هویتی زنانه نقش بازی می‌کرد و چه حالا که سامان است و در قالب یک مرد در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف بازی می‌کند.
او یکی از قدیمی‌ترین بازیگران حیطه بازیگری و یکی از مشهورترین ترنسکشوال‌های کشورمان است که بعد از 42 سال تغییر جنسیت داده؛ خودش که می‌گوید:
نه چیزی برای پنهان کردن دارم و نه ترسی از حرف زدن درباره گذشته‌ام» شاهد این ادعا عکس‌های دوران فرزانگی‌اش است که در گوشه و کنار خانه‌اش دیده می‌شوند؛ عکس‌هایی که سامان آنها را دور نینداخته است.

بیشتر از 40 سال از عمرتان را در یک قالب دیگر گذراندید، شما که می‌دانستید به این جنسیت تعلق ندارید چرا این‌قدر دیر اقدام کردید؟
جایگاهم را پیدا نکرده بودم. نمی‌دانستم کجا ایستاده‌ام. شک داشتم که تی‌اس هستم یا نه؟ می‌دانستم یک مشکل اساسی وجود دارد اما باید اطمینان پیدا می‌کردم. از عواقب تغییر جنسیت و تنهایی بعد از آن هم خیلی می‌ترسیدم؛ در اصل، مهم‌ترین مشکلم همین تنهایی بود. من عاشق معاشرت کردن با دیگران هستم و دوست دارم همیشه در خانه‌ام مهمان داشته باشم. می‌ترسیدم بعد از جراحی دیگر کسی من را نپذیرد.
ترس از تنها شدن باعث شد 20 سال طول بکشد تا من تصمیم بگیرم جنسیتم را تغییر بدهم اما سال 85 دیگر مطمئن شدم که می‌خواهم این کار را انجام بدهم و اقدام کردم. همان موقع خیلی‌ها گفتند باید بازیگری را ببوسی و کنار بگذاری‌؛ گفتند کار و زندگی‌ات رو جمع کن و برو خارج اما می‌بینید که هنوز هم اینجا هستم و به کارم ادامه می‌دهم.

در تئاتر و سینما جزو قدیمی‌ها به حساب می‌آیید، نقطه آغاز بازیگری‌تان کجا بود؟
از سال 67 به شکل حرفه‌ای کارم را شروع کردم، آن روزها ساکن شاهرود بودم و همان‌جا هم کار می‌کردم. یک سال بعد گفتند خانم‌ها نمی‌توانند روی صحنه بیایند و کار کنند، ما هم برای اینکه بگوییم هنر زن و مرد ندارد، یک تئاتر به اسم «خرابه شام» کار کردیم و همه خانم‌ها با پوشیه روی صحنه رفتند.
همین جسارتی که ما بهخرج دادیم باعث شد سد روی صحنه نرفتن خانم‌ها شکسته شود و ما بتوانیم کارمان را ادامه دهیم. اواخر سال 68 برای مدتی به تهران آمدم و بعد دوباره به شاهرود برگشتم اما از سال 74 به بعد برای همیشه تهران را برای زندگی انتخاب کردم چون اینجا راحت‌تر می‌توانستم کار کنم / ادامه مطلب

Read Full Post »

Ayyash Gajamoo

گاهی بی آنکه فکر کنی می نویسی
گاهی بی انکه دوست داشته باشی دوست داشته می شوی
گاهی بی آنکه بخواهی خدا را انتخاب کنی تو را انتخاب می کند
گاهی آنقدر پوچ،بی معنی می شوی که حتی تکان های لنز دوربین ت هم چیزی برای گیر انداختن ندارند
این گاه ها ساده می آیند و ساده می گذرند تو می مانی و یک جرف نا گفته حرفی که بعد کاش و کاش و کاش ها را می زاید
گاهی می نشینی شب تا صبج قران می خوانی یا منتطر یک شنبه ای هستی که تو را به یک کلیسای از جنس چوب و آهن بکشاند
گاهی آنقدر سجده می کنی بر سنگی که نمی تواند حتی خودش را تکان دهد
گاهی نشینی و یک دل سیر با خودت درد دل می کنی ور می وری و ته ماجرا همیشه سیگار، آه، حسرت ، و…و…و…
اما گاهی می شود لرزید سرد شد و بی محبت مهربان شد
گاهی می شود نه زبان داشت و نه سیاه یا سفید بود، نه لازم است عطر هوس ناک بزنی ونه آرایش حشری کننده داشته باشی گاهی می توان مرز دید هارا از یک حط باسن و رنگ شورت بالاتر کشید بزرگی و کوچکی پستان هارا حس نکرد و قرمزی لبی را…
گاهی حتی می شود به آغوش کشید بی آنکه زنی لابه لای اندیشه هایت تو را به اوج شهوت برساند…
گاهی حتی بی هیچ وجودی می شود ساده، شاد، بی ریا، و پاک زیست، بی خطی از دکتر مهندس خوش تیپ جذاب، مایه دار یا بالای شهری…
گاهی می توان ساده و صادقانه با لذت زندگی کرد…

Read Full Post »

khianat Gajamoo

با توام که فکر می کنی چون مردی، زن برده و اسیر توست
با توام که اگر مرد بودی همسرت با شخص دیگری نبود
با توام که اگر مرد بودی چند عکس نیمه سکس همسرت را برای من نمی فرستادی تا در وبلاگم منتشر و از خیانت ش بنویسم
با توام که فکر می کنی با داشتن یه سانتول میشه نام مرد را بر روی تو گذاشت
آره با توام، که عق م می گیره در موردت بیشتر حرف بزنم و بگم که تو لیاقت داشتن زن به اون زیبایی را نداشتی و به همین خاطر همسرت ” همه چیزش ” را سپرد دست مردی که فکر می کرد بهتر از توست و بهتر می تونه نیازهای عاطفی و جنسی ش را تکمیل کنه
پ . ن دیروز یه نفر چندتا از عکس های همسرش را برای من ارسال کرد تا با گذاشتن ش در وبلاگ م، از او و خیانت ش بگم

Read Full Post »

lee Gajamoo

می دونم شمار زیادی از شما عزیزان ازین تیتر تعجب کردین و می خواین بدونید موضوع چیه و چرا حق رو به نتانیاهو دادم؟
این روزا همه جا حرف نتانیاهو و پوشیدن یا نپوشیدن شلوار جین ما ایرانی ها در ایران ه
اگه شما یادتون نیست بخوبی یادمه که سال شصت و پنج یکی از دوستام بنام حمید مشق دوست که پسر بسیار خوشگل و به قولی دخترکش 😀 بود و البته دروازه بان تیم فوتبال ما، دانشگاه سراسری بورسیه نفت قبول شد
رفت برای مصاحبه که قبول شد و قرار شد بیایند محل برای تحقیق
سرتون درد نیارم خبر رسید که چون شما شلوار لی می پوشید از حضورتون در دانشگاه جلوگیری خواهد شد تا درس عبرتی باشه برای شما و امثال شما
بخدا قسم این بنده ی خدا که البته شاگرد بسیار بسیار زرنگی بود، به روی خودش نیاورد و برای اینکه از تحصیل باز نمونه به مدت یک سال، فقط شلوار کردی پوشید
حتی با اون می رفت خیابان که اون موقع پوشیدنش و رفتن به خیابون شهر ما خیلی م زشت بود
سال 66 قبول داشت و این بار چون به مدت یک سال شلوار کردی به تن کرده بود و به نوعی کلک رشتی زده بود وارد دانشگاه شد
بله آقای نتانیاهو حق با شماست اما این داستان مال دوره ی جوونی های ما بود نه الان که حتی پسرا آبرو ور می دارند و احتمالن فردا رژ لب می زنند و پس فردا از سوتین استفاده می کنند و براحتی به خیابون میرن 😀

Read Full Post »

Older Posts »

%d bloggers like this: