Feeds:
Posts
Comments

Archive for June, 2010

بر باد از دست رفت این دریا دریا بنال پای کوه دریا
از من فردا چی می مونه بر جا اگه نخونم و نگم از تو فرزاد
وقتی قلم کم میاره پیش وصف تو وقتی هر چشمی مست از رسم تو
من و ببخش ببخش مردآهنکوه به عزم جزم رزمت،مرگ تو-
میشه شروع شکوفه گل بر دار تو سر بالا رفتی پای چوبه ی دار
وقتی خوف میندازه تو دل کفن تو حتی می ترسن پس بدن جسدتو
دیگه چی مونده چیزی واسه از دست دادن رفیق کوه و کتاب کمانگر
بر سر نمی زنم ووقته مرثیه نیست و سرم پر خشم و ارثیه-
جز اشک و بدن سفیدت تو خاک جز چشمِ کُرد و کُردی چشمات
جز تفنگی که تو دست تو قلم بود اونا تفنگدار بودن و تو قلمدار
فردا فرزاد از داری که تو رو- بالا کشید و فردا هم فرزادهارو-
می کِشه تو آسمون و هر شب ستاره یه فرزاد و حامله میشه دوباره
قسم به اسم تو که هک شده رو قلبا قسم به بغض مادرت فرزاد
اگه نگیرم انتقامتو فردا بزار اسم و رسم من بره بر باد

کردی:
از اون روزی که رفتی دیگه نیرویی در من نمونده نمونده نمونده ….
یکی یه دونه ی مامان امید زندگی مامان وای وای وای….
بعد اون گریه نکنی مادر مسرور باش ببین پرت سر بالا مغرور
رفت و راحت شد بس بود اون همه خفت و خاری پس کو
اون لحظه ی عاری از زاری و ننگ اون بودنِ محترم حس قشنگ
از خستگی توی این قهقراها چه کنیم، چه میشه و چه و این چراها
صورتای کبودِ ته بن بستا صدای شیون زنها و گلدسته ها
از خون خشکیده تو حلقوممون از قامت شکسته ی این همه جوون
از سری که حرف داره و شکسته میشه یعنی آخرین درهای امیدم بسته میشه
گفتم آقا روی شما حکم میشه فردا از این شکنجه و کشتن دست بردار
تو از اونچه که هویت منه دوری منو نمیشه شبیه خودت کنی زوری
تو داری می بری تو دنیا حیثییتمو خار کردی به خدا شخصیتمو
من تاریخم پر بابک و کاوه س تختی کشی می کنی اینه برنامت
سرکوب ملتی که تن اش نحیفه تو ثابت کردی که سیاست کثیفه

Read Full Post »

با اینکه در دوهفته مانده به روز 22 خرداد به عمد سکوت کرده و چیزی در وبلاگ ننوشتم اما امروز بر حسب وظیفه و چون دیگر فراخوانها از میدان امام حسین تا سر بلوار استاد معین پیاده رفتم ” بعد از دانشگاه شریف و نرسیده به میدان آزادی “ تا در کنار دیگر هموطنانم در سالگرد اعتراض به نتیجه انتخابات باشم.
از میدان امام حسین تا سر بلوار استاد معین هر جای خیابان،کوچه پس کوچه ها را نگاه می کردی شمار زیادی ماموران نیروی انتظامی،یگانهای ویژه، بسیجیان موتور سوار،لباس شخصی،نیروهایی با ماشین های مشکی رنگ و مخصوص و غیره به چشم می خورد که گاه این تعداد افراد در کوچه ها و خیابانهای خاص مثل 12 فروردین، بهبودی،دروازه دولت، کارگر و دیگر خیابانهایی که به علت خستگی زیاد حضور ذهن جهت یاداوری ندارم در گروه های حتی 100 نفری جهت سرکوب کردن احتمالی مردم جمع شده بودند.
شلوغترین نقطه حضور مامورین حکومتی در میدان انقلاب بود که دور تا دور میدان را لباس های شخصی دوره کرده بودند و بخاطر حضور بیش از حد آنها حداقل 1000 نفر ” کم و زیادش را مطمئن نیستم “ از سر خیابان زارع ” بعد از نواب به طرف انقلاب “ غیر از اتوبوس بی آر تی به هیچ ماشین و وسیله ی نقلیه ی دیگری جهت تردد بطرف میذان انقلاب را نمی دانند و ماشینها مجبور بودند از داخل خیابان زارع خود را به مقصد برسانند و بخاطر همین ترافیک بسیار شدیدی نرسیده به خیابان نواب ” از آزادی بطرف انقلاب “ بوجود آمده بود.
درب ورودی دانشگاه شریف بسته بود اما تعداد بسیار زیادی دانشجوی دختر و پسر جلوی درب ورودی ” از داخل “ در حالیکه عده ای از آنها پرجم ایران و عده ای دیگر نوشته هایی در دست داشتند،شعار می دادند اما خدا را گواه می گیرم به دلیل شلوغی نه متوجه شدم چه شعاری سر می دهند و نه اینکه وابسته به چه حزب و گروهی که البته اجازه خروج نداشتند.
چند اتوبوس نیروی پشتیبانی که بیشتر شبیه اتوبوس های سپاه و بسیج بود تا نیروی انتظامی ابتدای بلوار خیابان استاد معین پارک شده بود و در کنار اتوبوس ها تعداد زیادی لباس شخص و نیروی انتظامی البته در رده های افسری.
اکثر ورودی ها و خروجی های پل های عابر پیاده از سر بلوار استاد معین تا محدوده ی نواب از هر سمت پر بود از نیروهای بسیجی در گروه های 20 الی 30 نفره که داخل خیابانهای فرعی این نفرات بسیجی به 60 نفر می رسید.
حدود ساعت 19:10 سر خیابان نواب صفوی ” شمالی “ درگیری کوچکی بین عده ای جوان و نیروی بسیج رخ داد که متاسفانه یکی از جوانان توسط بسیجی ها دستگیر شد.
حدود ساعت 19:40 میدان انقلاب ” ساندویچی زاپاتا “ پسر جوانی که لباس قهوه ای زنگی به تن داشت یک تنه حمله میکنه به نیروهای امنیتی، که متاسفانه اون جوان بیچاره را گرفتند،سوار موتور کردند و تی شرتش را دور سرش پیچیدند تا شناخته نشه.
حدود ساعت 20:00 نزدیک چهار راه ولیعصر ” بعد از کلانتری “ دو موتوار سوار باتوم بدست تنها به این دلیل که روسری یکیشون که مانتوی طوسی رنگی به تن داشت،شروع به زدن دخترک جوان کردند که با رسیدن چند جوان از هر دو سو،موتور سواران متفرق شدند.
از دیگر نکات تاسف بار،گرفتن بی دلیل و تنها به صرف مشکوک بودن جوانان حتی در داخل ماشین های سواری بود که اگر با مقاومت سرنشینان مواجه می شدند،ماشین را متوقف و سرنشین آن را پیاده می کردند که نمونه ای از آن در ساعت 20:15 حوالی دروازه دولت ” ایستگاه مترو “ رخ داد.

برای دانلود فیلم موتور سواران بسیجی که بصورت گروهی به همراه اسلحه از طرف پل چوبی بطرف میدان فردوسی در حال حرکت هستند می توانید اینجا کلیک کنید.

پ . ن با پوزش از دوستان که بدلیل خستگی بیش از خد نتواستم گزارشم را تکمیل و دیگر فیلم هایم را بموقع ویرایش و جهت دانلود در خدمت شما عزیزان قرار دهم.

پ . ن پس از استراحت سعی خواهم دیگر فیلم های گرفته شده را ویرایش و در اختیار شما عزیزان قرار دهم.

Read Full Post »

%d bloggers like this: